تبليغاتX
شبه نظامی Guerilla

شبه نظامی Guerilla
 
ویژگی پرنده جاسوس سیا / چرا RQ170 حساس‌ترین پرنده ارتش آمریکاست

خبرگزاری فارس: نخستین ویژگی هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین RQ170 که باعث شده در نوع خود منحصر بفرد باشد توانایی تقریبا مهارناپذیر رادارگریزی آن است.
به گزارش خبرگزاری فارس پایگاه خبری تحلیلی ایران هسته ای در نوشته ای به قلم علی شاهدیان، آورده است:منابع امریکایی از روز یکشنبه به این طرف انبوهی از گزارش های مفصل و دارای جزئیات منتشر کرده اند که نشان می دهد فناوری این هواپیما یکی از حساس ترین فناوری های موجود در اختیار سرویس های اطلاعاتی این کشور بوده و از اطلاعات مربوط به آن به شدت حفاظت می شده است.

این گزارش ها نشان می دهد دولت امریکا اکنون به شدت نگران تبعات سیاسی، فنی، اطلاعاتی و نظامی فرود اجباری این هواپیما در ایران است و به همین دلیل تمام ابزراهای خود را برای حداقل کردن خسارات ناشی از این موفقیت بزرگ ایران به کار گرفته است.

اکنون پرسش این است که چرا این هواپیما تا این حد برای دولت امریکا مهم است و جایگاه آن در سیستم فناوری نظامی و امنیتی امریکا چیست؟
بر مبنای مجموعه گزارش های موجود می توان مشخصات این هواپیما و دلایل حساسیت آن را به شکل زیر توضیح داد.

1- نخستین ویژگی این هواپیمای بدون سرنشین که باعث شده در نوع خود منحصر بفرد باشد توانایی تقریبا مهارناپذیر رادارگریزی آن است. اطلاعات موجود نشان می دهد این هواپیما توسط رادارهای معمولی برد بلند (حتی انواع بسیار پیشرفته آن) به هیچ وجه قابل رهگیری نیست و رادارهای برد کوتاه VHF نیز تنها در صورتی قادر به مشاهده آن –آن هم به سختی- هستند که هواپیما کمتر از 40 کیلومتر با آنها فاصله داشته باشد؛ اتفاقی که وقوع آن تقریبا محال است. ویژگی رادار گریزی این هواپیما ناشی از پوشش بسیار مخصوصی است که تمام سطح آن را پوشانده و بسیاری از کشورهای جهان از جمله روسیه و چین سال های طولانی است که به دنبال دست یابی به فرمول و مشخصات ساختمانی آن هستند. روزنامه نیویورک تایمز در تحلیل به قلم ویلیام براد و دیوید سانجر که روز دوشنبه 14 آذر 1390 منتشر شده، درباره توانایی رادار گریزی هواپیمای RQ170 نوشته است: «به گفته مقامات امریکایی، یک نمونه رادار گریز این هواپیمای بدون سرنشین اوایل امسال ساعت ها در ‏موارد مکرر بر فراز مخفیگاه اسامه بن لادن در ابت آباد پاکستان پرواز کرد بدون آنکه بوسیله ‏سامانه های دفاع هوایی پاکستان مورد شناسایی قرار گیرد». این روزنامه ادامه داده است: «ماه ها گزارش هایی، همگی تایید نشده، ‏منتشر شده است که از همان هواپیما مرتبا بر فراز ایران و احتمالا با هدف شناسایی مراکز هسته ای یا ‏موشکی مخفی استفاده می شده است». همچنین لولیتا سی بالدور، در گزارشی برای آسوشیتدپرس از واشینگتن در روز سه شنبه 15 آذر 1390 نیز او قول لورن تامپسون، تحلیلگر دفاعی موسسه لکسینگتون در ویرجینیا در این باره می نویسد: «این هواپیماها طوری طراحی شده اند که بتوانند به مکان هایی بروند که دیگر ‏هواپیمای باسرنشین یا بدون سرنشین نمی توانند به آنجا بروند. این هواپیما به ویژه طوری طراحی شده ‏است که ردیابی و هدف قرار دادن آن توسط دشمنان بسیار دشوار باشد». یک کارشناس فنی به «ایران هسته ای» عامل اصلی رادارگریزی این هواپیما رنگ مخصوص بدنه آن است.

2- دومین ویژگ این هواپیما که انتقال آن به ایران نگرانی بسیار جدی امریکایی ها را برانگیخته آن است که این فناوری RQ170 شباهتی جدی به فناوری بمب افکن های B-2 و همچنین جنگنده بمب افکن F-35 دارد که جزو پیشرفته ترین و در عین حال محرمانه ترین فناوری های نظامی امریکا محسوب می شود.

3- سومین ویژگی هواپیمای بدون سرنشین امریکایی که در اختیار ایران است، مربوط به موتورهای بسیار پیشرفته آن است که عملا به آن امکان می دهد به جای چند ساعت، چند روز در در هوا باقی بماند. جان پایک از اندیشکده گلوبال سکیوریتی در این باره به لولیتا سی بالدور گزارشگر آسوشیتدپرس از واشینگتن رد روز 15 آذر 1390 گفته است: «کلید موفقیت آمریکا در مورد هواپیماهای رادارگریز، موتورهای کم مصرف آنها است که به آنها ‏امکان می دهد به جای چندین ساعت، روزها در هوا بمانند».‏

4- ویژگی چهارم هواپیمای RQ170 مربوط به توانایی های جنگ الکترونیک آن بویژه در دو حوزه خاص است. نخست اینکه این هواپیما می تواند مجموعه ارتباط رادیویی با سیم و بی سیم در اطراف منطقه پروازی خود را تا شعاعی بزرگ شنود کند و دوم اینکه قادر است در منطقه پروازی خود در صورت لزوم اختلالات الکترونیکی وسیع ایجاد نماید.

5- ویژگی پنجم هواپیمای بدون سرنشین RQ170 استقرار رادارهای فوق پیشرفته «سار» بر روی آن است که هیچ نمونه مشابهی در جهان ندارد. منابع غربی نام این رادار را AESA ذکر کرده اند.

6- ششمین ویژگی این هواپیما مربوط به دوربین ها، لنزها و سنسورهای نصب شده بر روی آن است که به آن یک توانایی منحصر بفرد تصویر برداری جاسوسی می دهد. این دوربین ها دارای توان تصویر برداری با وضوح بسیار بالا در هر شرایط جوی و همچنین دارای قدرت تفکیک منحصر بفرد هستند.

............
منبع:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900918000557


نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم آذر 1390 توسط علی




... با قریب الوقوع شدن درگیری در اواخر سال 1990، جنگنده های ضربتی Su-24MK عراقی تمرینات مستمری را آغاز نمودند. طرح اولیه رزمی ابلاغی شامل پرواز با ارتفاع پست از پایگاه البکر به پایگاه الولید و پس از سوختگیری و تجهیز با مهمات (اغلب با بمب های FAB-500 و گاها با موشک های Kh-29L) حمله به دیمونا و سایر اهداف صنعتی اسراییل می شد. همچنین در جریان این تمرینات، احتراز از جنگنده های دشمن (توسط MiG-29 و Mirage F-1EQ) نیز تمرین می شد.

با آغاز جنگ در شب 17 ژانویه 1991، نیروی هوایی امریکا حملات ویژه ای را برعلیه 2 پایگاه البکر و الولید تدارک دید تا با وارد کردن ضربات سنگین از فعالیت موثر فنسرها جلوگیری کند، با این حال حتی یک فنسر عراقی هم روی زمین صدمه ندید؛ آنها برای حمله به اسراییل کنار گذاشته شده بودند!

از 24 ژانویه با شدت یافتن حملات و دشوارتر شدن اوضاع، نیروی هوایی عراق بر آن شد تا برای حفظ توان هوایی خود آنها را به ایران منتقل نماید، لذا "عملیات انتقال" در دستور کار قرار گرفت. طی یکی از این پروازهای انتقالی اتفاق مهیجی برای یکی از این مسافرین ناخوانده رخ داد.

در میانه راه البکر به نوژه یک جفت جنگنده F-15C امریکایی راه را بر یک فنسر بستند! خدمه عراقی با پرواز در ارتفاع پست در پوشش اقدامات سنگین الکترونیکی سعی نمودند به راه خود ادامه دهند، ولی ایگل ها با تلاش بسیار موفق به انجام قفل راداری بر روی "سوخوی بزرگ" شده و متعاقبا 3 تیر موشک AIM-7M شلیک نمودند، ولی فنسر با ایجاد اخلال سنگین و با کمک چف موفق شد از چنگ هر 3 موشک جان به در برد! اما ایگل ها حاضر نبودند از این شکار بزرگ بگذرند، لذا یکی از آنها سعی نمود با نزدیک تر شدن و با استفاده از موشک سایدوایندر کار فنسر را یکسره کند. با رسیدن به برد موشک سایدوایندر هر 4 موشک محمول به تناوب به سمت فنسر شلیک شدند، اما باز هم سیستم دفاعی Su-24MK با بهره گیری به موقع از فلر همه سایدوایندرها را به سرنوشت اسپاروها دچار نمود ...



بر گرفته از کتاب Iraqi Fighters 1953-2003 کاری مشترک از ژنرال احمد صدیق و تام کوپر

لینک 1


لینک 2


لینک 3 - دموی کتاب



موفق باشید

منبع: سنترال کلابز


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 توسط علی
افتخاری که اکنون زمان انتشار آن است/
در حالی که آمریکا، ناو هواپیمابر یو اس اس جورج بوش را جدیدترین و مدرن ترین شناور خود می داند، پرنده های بدون سرنشین سپاه پاسداران موفق به تصویر برداری از این ناو در سال 90 و ناو هواپیمابر یو اس اس آبراهام لینکن در طی سال 89 شده اند.
به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، ناوهای هواپیمابر اتمی کلاس نیمیتز نیروی دریایی آمریکا به عنوان بزرگترین و نیرومندترین کشتی های جنگی جهان در حال حاضر شناخته شده اند؛ ناوهایی با طولی بیش از 300 متر که با دارا بودن بیش از 5000 نفر خدمه و 100 فروند هواپیما و بالگرد جنگنده در تمامی پهنه های آبی جهان حضور دارند.
 
برای بسیاری از رسانه های جهان این ناوها مظهر شکست ناپذیری و قدرت ایالات متحده آمریکا است و شاید در نگاه اول هم حق با این افراد باشد. یک ناوهواپیمابر اتمی به همراه چیزی نزدیک به 15 تا 20 فروند شناور سطحی و زیر سطحی در نقاط  مختلف دنیا حضور دارند.


ناو هواپیمابر جرج بوش
 
سامانه راداری ایجیس نیروی دریایی آمریکا به همراه موشکهای پدافند هوایی استاندارد که توانایی ساقط کردن ماهواره ها را نیز دارند و چند ده فروند شکاری سوپر هورنت و رادار پرنده هاوک آی به همراه زیردریایی های اتمی مسلح به انواع سیستم های سونار و موشکهای ضد کشتی و همچنین موشکهای کروز حمله به اهداف زمینی تام هاوک با برد 2500 کیلومتر به نظر شکست ناپذیر است اما هستند ملتها و افرادی که گول این ظاهر نیرومند را نخورده و به دنبال راه هایی برای نفوذ به این سد به ظاهر نفوذ ناپذیر گشته اند.


 تصاویر گرفته شده از ناو هواپیمابر جرج بوش

جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری که در 30 سال گذشته همواره در معرض دشمنی ها و عداوتهای آشکار آمریکا قرار داشته و سعی کرده است تا با تاکید بر اصل بازدارندگی، دشمنان خود از جمله آمریکا را از انجام هر گونه ماجراجویی خطرناک در منطقه بر حذر دارد.
 
بر همین اساس در سالهای گذشته یکی از شاهکارهای صنایع دفاعی ایران ، پرنده بی سرنشین ابابیل اقدام به فیلم برداری از ناو هواپیمابر یو اس اس رونالد ریگان کرد و با پخش تصاویر مربوط به آن باعث بهت و تحسین در میان دشمنان و دوستان خود شد.
 
اما ظاهرا نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر نیز دست به اقدامی مشابه در دریاهایی دورتر از آبهای سرزمینی ایران زده اند و هم در سال 89 و هم سال 90 اقدام به انجام پرواز شناسایی بر فراز ناوهای هواپیمابر یو اس اس آبراهام لینکن و یو اس اس جورج بوش (جدیدترین ناو هواپیمابر آمریکا) کرده اند.





تصاویر گرفته شده از ناو آبراهام لینکن

ظاهرا این بار نیز از دست هواپیماها و سامانه های فوق پیشرفته راداری آمریکا کاری برنیامده است و آنها با دیدن این تصاویر در مشرق، می توانند به قدرت بخشی از توان دفاعی ایران یعنی پهپادها پی ببرند، هرچند فعلا اشاره ای به فاصله کاملا دور در گرفتن این تصاویر و حضور موفق بدون سرنشین های ایرانی در آبهای بین المللی نخواهیم کرد. این تصاویر بنا به نظر مسئولان مربوطه، در اندازه کوچک منتشر شده و در صورت لزوم، این موضوع به صورت مفصل تر در آینده تشریح می شود.
همچنین در ادامه فیلم تصویربرداری پهپادهای سپاه از یک ناو جنگی آمریکا که چند سال قبل گرفته شده را مجدد پخش می کنیم.
دانلود:http://gallery.military.ir/albums/userpics/military.rar
منبع:مشرق


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم آذر 1390 توسط علی

 

موشک ضد کشتی :  SS-N-22 Sunburn

 

 

موشك P-270

روسي : موسكيت   Москит П-۲۷۰

 انگليسي : Mosquito 

يك موشك روسي مافوق صوت است كه از موتوري رم جت براي پرواز استفاده ميكند.كد طراحي اين موشك 3M80 است و ناتو اين موشك را SS-N-22 Sunburn  نامگذاري كرده است.

سيستم  اين موشك توسط كمپاني معروف روسي Raduga Design Bureau در طول دهه 70 ميلادي طراحي شد كه دنباله طرح   موشك   SS-N-9 "Siren"بود.نسخه اصلي موسكيت براي پرتاب از كشتي طراحي شده بود اما در نمونه هاي بعدي توانايي پرتاب از پرتابگرهاي ساحلي و زيرآبي(زير دريايي)  و هوايي(جنگنده هاي سوخو-33 و نسخه دريا پايه سوخو27)را بود.اين موشك توانايي حمل سر جنگي متعارف و هسته اي را داراست.
هنوز نوع و طبقه بندي اين موشك ناشناخته باقي مانده و گزارش هاي زيادي در مورد ان موجود است.

اين موشك كه حالا با نامگذاري ناتو به نام SS-N-22 Sunburn  شناخته ميشود.اين موشك توسط نيروهاي ناتو اناليز شده و ناتو از ان به عنوان موشكي ترسناك با پتانسيلي قوي و سرعت بسيار زياد كه توانايي نابود كردن نيروهاي دريايي كشورهاي عضو را دارست نام برده است.

موسكيت توانايي در خطر قرار دادن نيروهاي ناتو در دريايي بالتيك, درياي سياه و اقيانوس ارام را داراست(شامل كره شمالي و ژاپن).

با توجه به اينكه ايران نيز از دارندگان اين موشك است موسكيت توانايي در خطر انداختن كل ناوگان امريكا و كشورهاي خارجي مستقر در خليج فارس و درياي عمان را داراست.


موشك موسكيت سري 3M80 داراي طولي برابر با 9.39 متر و قطري برابر با 0.76 است طول بالهاي اين موشك برابر با 2.10 متر و وزن پرتاب ان برابر يا 3.950 كيلوگرم است.موسكيت از سيستم ناوبري خودكار همراه با فرماندهي خودكار مسير به روز شده و راداري فعال استفاده ميكند. 3M80 از موتوري رم جت كه با سوخت جامد كار ميكند براي پرواز استفاده ميكند كه به ان سرعتي برابر با 2.5 ماخ ميبخشد,موسكيت توانايي حمل كلاهكي 300 كيلويي يا 200 كيلوتني را تا مسافت 90 كيلومتري داراست.

 


موسكيت در سال 1980 عملياتي شده و در ختيار نيروي دريايي شوروي قرار گرفت.در سال 1992 روسيه شروع به طراحي نسخه اي جديد از 3M80 نمود كه 3M82 نام گذاري شد. 3M82 وزن پرتابي برابر با 4.500 كيلوگرم را داراست كه توانايي حمل كلاهكي 320 كيلوگرمي را به فاصله 160 كيلومتري داراست. 3M82 در سال 1993 وارد خدمت شد.روسيه نوع هواپايه اين موشك را طراحي و با نام Kh-41 وارد خدمت ساخت.نوع زمين پايه با كد 3M80E شناخته ميشود.طبق گزارش هايي در سال 1995 برد اين موشك از 160 كيلومتر  به 200 كيلومتر رسيد كه از تانكر سوخت اضافي بهر ميبرد.

 
طبق گزارش هاي رسيده در سال 2001 چين و روسيه طرحي مشترك  براي بهبود دادن  SS-N-22 Sunburn  را آغاز كرده اند.نام اين موشك جديد 3M80MBE بود كه  توانايي رسيدن به برد 200 كيلومتر را دارد.

 

 

    خصوصيات   :

عملكرد : موشك كروز ضد كشتي

پرتاب از : هوا - دريا - زمين


سازنده :  Raduga Design Bureau


طول :9.39 متر


قطر : 0.76 متر


طول بال : 2.10 متر


برد : 3M80: 90 كيلومتر : 3M82160 كيلومتر 3M80MBE:200 كيلومتر


سرعت : 2.5 ماخ


سيستم هدايت : INS, datalink, active and passive radar

كلاهك : 200 كيلوتني هسته اي,320 كيلوگرمي متعارف


زمان ساخت : 1980


دارندگان :   .  .  .


 

 

 

 

تمامی حقوق ترجمه و نشر این مطلب مطعلق به سایت Wikipedia  و  missilethreat.com می باشد و استفاده از این مطلب با ذکر نام منبع مجاز می باشد .

 لطفا حقوق کپی رایت را رعایت فرمایید.

منبع:Military-war.blogfa.com


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم آذر 1390 توسط علی


راکت انداز ارتقا یافته ی TOS-1 (که بنا براطلاعات برخی سایتها با کد TOS-1A) در یکی از آخرین رزمایشهای ارتش روسیه ، توانایی های خود را به نمایش گذاشت . به گزارش خبرگزاری ریانوستی ، راکت انداز سنگین TOS-1 که سابقه ی استفاده از آن در نیروهای مسلح روسیه به جنگ افغانستان (1980-1988) و سپس در چچن باز میگردد . در نمونه ی اصلی خود دارای یک لانچر 24 لول راکتهای 220 میلیمتری اشتعال شدید است .

توانایی های مخوف این سلاح برای پاکسازی مناطق جنگی (بخصوص مناطق شهری) از سربازان کمین کرده و بمبهای کنار جاده ای و همچنین سرکوب استحکامات و حمایت نزدیک از نیروهای خودی ، TOS-1 را تبدیل به یکی از سلاحهای مورد علاقه ی فرماندهان روسی در افغانستان و چچن تبدیل کرد . روند ارتقا و بهبود این سلاح موثر (که با نام Buratino در روسیه شناخته میشود) با فروپاشی شوروی و مشکلات اقتصادی پس از آن موقتا بطور تولید محدود ادامه یافت . اما در رزمایش اخیر ارتش روسیه نمونه ی ارتقا یافته ی این سیستم به نمایش گذاشته شد و توانایی های آن به صورت عملی در جریان رزمایش مورد آزمایش قرار گرفت .

نمونه ی ارتقا یافته ی این سیستم موسوم به TOS-1A از موشکهای بلندتر استفاده میکند که دارای برد 6 کیلومتر میباشند . این یعنی برد سیستم نسبت به مدل اولیه بیش از دو برابر افزایش یافته ، سیستم مجهز به کامپیوتر کنترل آتش بالستیک میباشد و میتواند در حالت اتوماتیک در 7 ثانیه تمام 22 موشک خود را شلیک کند . طبق اطلاعات منابع مختلف ، روند به خدمت گیری مدل ارتقا یافته در ارتش روسیه از سال 2001 آغاز شده است .



در این سیستم نیز همانند مدل اصلی ، دو انتخاب برای کلاهک موشک وجود دارد : کلاهک اشتعال شدید و کلاهک ترموباریک (Thermobaric) ، کلاهک های ترموباریک که با نام کلاهک های خلا هم شناخته میشوند با استفاده از اکسیژن موجود در هوا برای سوختن ، یک ابرانفجاری قدرتمند ایجاد میکنند که برای پاکسازی استحکامات و سنگرها سلاحی ایده آل است .

برای حمایت این سیستم راکت انداز، خودروی جدیدی موسوم به TZM-T توسعه یافته که وظیفه ی حمل و بارگذاری کردن راکتها روی سیستم راکت انداز را دارد . این خودرو 2 محفظه ی حمل راکت که هر کدام دارای ظرفیت 12 راکت هستند را با خود حمل میکند و یک جرثقیل در وسط دو محفظه ، کار جابجایی راکتها را انجام میدهد . خودروی TZM-T همچنین دارای 400 لیتر سوخت اضافی برای راکت انداز است .



خودروی حمایت TZM-T

منبع : http://www.military-today.com/artillery/tos_1a.htm

http://en.rian.ru/video/20111114/168693375.html (کلیپ شلیک TOS-1A در رزمایش اخیر ارتش روسیه)

منبع: راکت انداز ارتقا یافته ی TOS-1A ، سلاحی مخوف در دستان فرماندهان روس


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم آذر 1390 توسط علی
یکی از نکات بسیار جالب در باره موشک قادر این است که در یکی از آزمایش های این موشک با سرجنگی که تنها یک ششم سرجنگی واقعی بود قادر موفق به هدف قرار دادن یک هدف واقعی با طول 63 متر شد که در اثر اصابت این موشک کشتی مذکور غرق شد. بنابراین پیداست با سرجنگی با قدرت 6 برابر، قادر قادر به غرق کردن کشتی های بسیار بزرگتر دشمن است.

به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، 31 شهریور ماه امسال در روز صنعت دفاعی از سه دستاورد مهم در زمینه دریایی با حضور رئیس جمهور و وزیر دفاع در دانشگاه مالک اشتر رونمایی شد؛ اژدر فجر، موتور 850 اسب بخاری بنیان1 و موشک ضد کشتی قادر.

کمی پس از معرفی این موشک و اعلام برخی مشخصات آن از جمله برد 200 کیلومتری آن، دشمن که از اهمیت موشک کروزی با این ابعاد و در عین حال برد زیاد اطلاه داشت از طریق بازوهای رسانه ای خود جنگ روانی جدیدی را در این زمینه آغاز کرد که یکی از اهداف آن زیر سؤال بردن موجودیت پروژه ساخت موشک قادر بود. آنها اعلام کردند که ایران این موشک را نساخته و تنها یک فروند آن را از خارج خریداری کرده است. از اینرو چند روز قبل در مراسمی با حضور فرماندهان نیروی دریایی ارتش و سپاه تعداد حداقل 20 فروند از موشک های تولید شده قادر به این نیروها تحویل داده شد.

رونمایی از موشک قادر در روز صنعت دفاعی
 
این حرکت پاسخی به اظهارات رسانه های غربی مبنی بر بومی نبودن موشک قادر و اساساً عدم وجود آن در کشور بود. واقعیت این است که هنوز برخی قدرت های غربی باور ندارند که ایران در زمینه صنعت دفاعی به توانمندی طراحی و تولید انبوه دست یافته است و از اینرو پس از معرفی تجهیزات ایرانی اقدام به این گونه سخن پراکنی ها می کنند. اما در مورد موشک قادر با توجه به کارایی عملیاتی بالای این موشک و نقش آن در افزایش بازدارندگی دریایی و تهدید ناوگان دشمن از برد زیاد توسط شناورهای چند ده متری و یا بالگرد و سکوهای خوداتکای ساحلی بسیار رنج آور و ناراحت کننده است از اینرو به اقدامی اینچنینی دست زدند بدون اینکه به یاد بیاروند نمونه قبلی این موشک با نام نور در دها شناور و پرتابگر ساحلی و همچنین بالگردها و هواپیماهای رزمی کشور عملیاتی است.
 
بارگذاری قادر در پرتابگر

به گزارش مشرق، در تصاویر منتشر شده از تحویل قادر به سپاه و ارتش تعداد زیادی از این موشک ها که برای بارگیری در پرتابگرها آماده بودند به نمایش درآمده و ضمناً تصاویر جدیدی نیز از پرتاب آن منتشر شد. در این تصاویر موشک قادر از منطقه ای در عمق خاک به سمت هدف شلیک شده که نشاندهنده اطمینان به برد بالای این موشک و همچنین سامانه های هدف گیری آن است. البته وزیر محترم دفاع در سخنان خود در این مراسم برد موشک قادر را بیش از 200 کیلومتر اعلام نمود که معنای متفاوتی را برای دوربرد بودن این موشک تبیین می کند. همچنین عنوان شد این موشک هم از پرتابگرهای ساحلی، هم شناورها و هم از وسائل پروازی قابل پرتاب است که در صورت پرتاب از هواپیما برد این موشک به میزان زیادی افزایش می یابد.

یکی از نکات قابل توجه عدم افزایش قابل توجه ابعاد این موشک نسبت به نمونه قبلی است. خصوصاً به نظر می رسد این موشک از نظر قطر تفاوتی با نمونه قبلی نداشته و تنها از نظر طول بلندتر از موشک نور است در نتیجه می توان با کمترین تغییرات موشک قادر را از پرتابگرهای موجود به کار گرفت. در ظاهر نیز پرتابگرهای جعبه ای قادر تنها دارای یک برجستگی در جلوی هر جعبه هستند که برای پوشش دادن به طول بیشتر قادر نسبت به نور است. بعلاوه مشابهت سامانه هایی که ارتقاء آنها لازم نبوده است کار تولید انبوه این موشک را چه از نظر هزینه و چه از نظر کاهش فرایند طراحی ساده می کند. مثلاً بالها و موتور کمکی اولیه نیز به نظر یکسان می آیند که اقدامی حرفه ای در توسعه محصول جدید در هر زمینه ای به شمار می رود.
از پیشرقت های این نمونه از موشک های کروز کشور می توان به سامانه خلبان خودکار دیجیتال، سامانه ناوبری با دقت بالا، امکان برنامه ریزی موشک قبل از شلیک، امکان هدفگیری اهداف با سطح مقطع راداری پایین، رادار پیشرفته با قابلیت مقابله با جنگ الکترونیک، آماده سازی و واکنش سریع موشک برای حمله به هدف و توانایی ضربه زدن به اهداف ساحلی علاوه بر هدفهای شناور اشاره نمود.
دقت بسیار بالای قادر در اصابت به هدف

یکی از نکات بسیار جالب در باره موشک قادر این است که در یکی از آزمایش های این موشک با سرجنگی که تنها یک ششم سرجنگی واقعی بود قادر موفق به هدف قرار دادن یک هدف واقعی با طول 63 متر شد که در اثر اصابت این موشک کشتی مذکور غرق شد. بنابراین پیداست با سرجنگی با قدرت 6 برابر قادر قادر به غرق کردن کشتی های بسیار بزرگتر دشمن است.

موشک قادر با توجه به برد زیاد خود هم امکان شلیک از عمق خاک خودی را به پرتابگرهای زمینی داده و هم شناورهای بکارگیرنده خود را در محدوده ای امن از ناوهای دشمن نگه می دارد و در سوی مقابل محدوده امن برای حرکت ناوهای دشمن کمتر از قبل شده و با این برد دورایستایی آسیب پذیری آنها بیشتر از قبل می شود.
قادر در حال شلیک از پرتابگر زمینی

استفاده از رادار پیشرفته در قادر باعث افزایش احتمال اصابت به هدف و کاهش نیاز آن به سامانه های دریایی و هوایی برای هدفگیری می نماید. این قابلیت در کنار استفاده از پرتابگرهای خوداتکا که به یکدیگر شبکه نیز می شوند باعث افزایش توان ضربه زدن به دشمن به طور مؤثر می گردد.

طبق اعلام فرمانده نیروی دریایی سپاه این موشک بر روی بالگردهای این نیرو که از نوع میل-17/171 هستند نصب می شود و  به این ترتیب می توان ضمن افزایش سرعت واکنش این سامانه را به کار گرفت بدین ترتیب که موشک را با سرعتی بیشتر از ناوچه ها، ده ها کیلومتر در دریا جلو برده و سپس به سمت دشمن شلیک کرد.

با ورود قادر به چرخه عملیاتی، خانواده موشک های کروز ضد کشتی ایرانی کاملتر شده است و نشانه حرکت به سمت بلوغ در طراحی و تولید این نوع از موشک ها است. توانمندی که هیچ یک از کشورهای اطراف از آن برخورار نبوده و مجبور به استفاده از موشک های ساخته شده توسط کشورهای دیگر هستند.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم آذر 1390 توسط علی



برگرفته از کتاب «آنتونی کردزمن» در مورد جنگ سی و سه روزه


در طی جنگ، حزب‌الله به نحو گسترده‌ای از تسلیحات ضدزره علیه اهداف زرهی نیروهای دفاعی اسرائیل و نیروهای پیاده‌نظام اسرائیل استفاده کرد. تیم ویژه ضدتانک حزب‌الله در طول جنگ ماه ژوئیه متشکل از دو فرد بسیار آموزش دیده در استفاده از سیستم‌های تسلیحاتی و دو تا سه فرد دیگری بود که از توانایی کمتری در استفاده از تسلیحات برخوردار بوده و نقش تامین‌کننده و حمل کننده را برای دیگران بازی می کردند. بیشتر رزمندگان متخصص ضدتانک در طول جنگ بی‌کار ماندند زیرا در امتداد رودخانه لیتانی موضع گرفته بودند چرا که حزب‌الله انتظار داشت که حمله نیروهای دفاعی اسرائیل با سرعت و عمق بیشتر از آنچه که در عمل انجام شد، پیشروی خواهد کرد. به هر حال، همانگونه که "اندرو اگزوم " تشریح کرده تیم‌های عمل کننده ضدتانک موفقیت چشمگیری داشتند:
ستون زرهی اسرائیل در 10 اوت به سوی منطقه "وادی السلوکی " سرازیر شدند- دره‌ عمیق شمالی-جنوبی که جنوب لبنان را به دو بخش تقسیم می‌کند- این ستون زرهی با یک فاجعه مواجه شد. 48 ساعت پیش از آن، به واحد نیروهای دفاعی اسرائیل دستور داده شده بود که از وادی سلوکی گذشته و شهرک "قندوریه " را به تصرف درآورند. اما دلایل این امر نامعلوم بود،‌ زمانی دستور توقف پیشروی به این ستون‌ها داده شد که خودروهای پیش‌قراول آن به ته دره رسیده بودند. این واحد متعاقب این امر دور زد و به سمت موقعیتی در غرب "الطیب " حرکت کرده و در عین حال منتظر دستورات بعدی ماند. تاخیر در حرکت نیروهای دفاعی اسرائیل به دشمن زمان لازم را داد تا برای دفاع از دره آماده شوند. حزب‌الله تیم‌های ضدتانک خود را به دو طرف دره هدایت کرد و منتظر اقدام مجدد نیروهای دفاعی اسرائیل ماند.
در نتیجه زمانی که فرمانده هدایت کننده ستون زرهی در 12 اوت به پایین دره رسید، تانک وی بوسیله یک وسیله انفجاری سنگین تخریب شد. بقیه تیم وی نیز زیر آتش‌باز سنگین واحدهای ضدتانک حزب‌الله قرار گرفتند که در پشت دره پناه گرفته بودند. 11 تانک نیروهای دفاعی اسرائیل هدف موشک‌های ضدتانک حزب‌الله قرار گرفت ضمن این که هشت خدمه و چهار سرباز دیگر کشته شدند. تلفات این جنگ یک دهم از کل تلفات نیروهای دفاعی اسرائیل در جنگ ماه ژوئیه بود.
یکی از ناظران بی‌طرف بدون این که از این امر خبر داشته باشد این ستون به مدت 48 ساعت در آنجا نگهداشته شده بودند، اینگونه مطرح کرد که فرمانده این واحد باید یکی از آشپزهای نیروهای دفاعی اسرائیل باشد نه یک فرمانده تانک. اما نسبت دادن فاجعه وادی السلوکی به بی‌کفایتی نیروهای اسرائیلی در اصل بی‌اعتنایی به موفقیت بزرگ تاکتیکی حزب‌الله در جنگ ژوئیه خواهد بود: یعنی استفاده از سلاح‌های متعدد ضدتانک که بطور مداوم برای نیروهای دفاعی اسرائیل حاضر در منطقه مشکل آفرین بود. "
بنا بر گزارش‌های اولیه، حزب‌الله استفاده گسترده‌ای از راکت‌های ضدتانک صورت داد و بیش از یک هزار راکت به تانک‌های اسرائیلی و نیروهای پیاده‌نظام آن شلیک کرد. اسرائیلی‌ها هم با موشک‌های قدیمی هدایت شونده ضدتانک (ATGM) مواجه بودند مانند، AT-3 Sagger (مالیوتکا)،‌ AT-4 Spigot (فاگوت) و AT-5 Spandrel (کونکورز) - هر کدام از آنها از نوع سیستم‌های هدایت سیمی بوده اما با افزایش شماره مدل‌ها پیشرفته‌تر و موثرتر و استفاده از آنها آسانتر شده است.








نیروهای دفاعی اسرائیل همچنین با یک نوع سلاح پیشرفته‌تر مانند موشک ضدتانک دوش‌پرتاب، نشانه‌گیری چشمی هدایت سیمی توفان (TOW)، موشک AT-13 Metis-M 9M131 مواجه بودند که استفاده کننده از آنها تنها به این امر نیاز دارد که هدف را ردگیری کند و همچنین موشک نوع AT-14 Kornet-E 9P133 که نسل سوم سیستمی است که می‌تواند برای حمله به تانک‌های مجهز به زره‌پوش‌های واکنشی در برابر مواد منفجره و همچنین حمله به ساختمان‌ها و نیروهای سنگر گرفته استفاده شود. بسیاری از این سیستم‌ها دارای شماره سریال‌هایی بودند که نشان می‌داد مستقیم از سوریه آمده‌اند و برخی دیگر نیز ممکن است از سوی ایران ارایه شده باشد.





سلاح AT-14 نمونه مناسب از این نوع سلاح‌های با فناوری بالا است که آمریکا ممکن است در آینده در جنگ‌های نامتقارن با آنها مواجه شود. این سلاح می تواند بر روی یک خودرو نصب شده و یا به عنوان یک سیستم قابل حمل توسط یک سرباز مورد استفاده قرار گیرد. این سلاح برای نبردهای شبانه دارای دوربین گرمایی و ردگیری علائم گرمایی است و موشک آن دارای هدایت زاویه دید راهبری نیمه خودکار (SACLOS) است که قابلیت هدایت با علائم لیزری را نیز دارا است. برد اسمی این سلاح حداکثر 5 کیلومتر و کلاهک ضدتانک با قابلیت انفجار بالا (HEAT) برای در هم شکست تانک‌هایی به کار می‌رود که مجهز به زره واکنشی هستند و همچنین دارای کلاهک مواد منفجره و آتش‌زا برای استفاده علیه سنگرها، استحکامات هستند. گفته می‌شود حداکثر ضریب نفوذ آنها تا هزار و 200 میلی‌متر است.
دیگر سیستم‌ها شامل نسخه پیشرفته از آرپی‌جی‌های 105.2 میلی‌متری است که به آنها آرپی‌جی 29 یا ومپایر (به معنی خون‌آشام) نیز گفته می‌شود.این سیستم‌ها سنگین‌تر از مدل‌های قبلی بوده و دارای کلاهک دوپشته است. این سلاحی دو نفره است که بردی معادل 450 متر داشته و دارای نارنجک 5/4 کیلوگرمی است که می‌تواند برای حمله به زره‌پوش‌ها، سنگرهای زیرزمینی و ساختمان‌ها به کار رود. برخی از نسخه‌های آن به دوربین دید در شب نیز مجهز هستند.



نیروهای دفاعی اسرائیل اغلب شاهد بودند که این سلاح‌ها با مهارت تاکتیکی با میزان اشتباه فنی پایین مورد استفاده قرار می‌گیرند و به همان آسانی مورد استفاده قرار می‌گیرند که نسل سوم AT-GMs استفاده می‌شوند. این سلاح‌ها خسارت جدی به ساختمان‌ها و زرهپوش‌ها وارد می‌کنند. حزب‌الله همچنین اثبات کرد می‌تواند از همان شیوه هجومی استفاده کند که معمولاً در کمین‌های صورت گرفته در عراق برای شلیک گلوله‌های متعدد به یک هدف در آن واحد استفاده می‌شود. مبارزان حزب‌الله علاوه بر استفاده سلاح‌های ATGM خود علیه اهداف زرهی همچنین از آنها به صورت بسیار موثری علیه تجمع پیاده‌نظام و ساختمان‌های محلی استفاده کردند.
مهمتر از همه این که حزب‌الله همچنین مهارت قابل توجهی در استفاده از سلاح‌های نسل قدیم ضدتانک نشان داد اگر چه این مهارت اغلب با آتش تهاجمی انواع مختلف تسلیحات به اهدافی همراه بودند که از یک نقطه معین عبور می‌کردند، بخصوص زمانی که این آتش‌بار در بردهای بلند صورت می‌گرفتند. نیروهای زرهی اسرائیل در مواجهه با این نوع شیوه‌ها، با مشکلات مواجه بودند. یکی از مشکلات مهم این بود که از تانک‌ها خواسته شده بود که در مناطق دشوار به خودی خود عمل کنند. تانک‌ها در این مناطق زمانی موثرتر کار خواهند کرد اگر از سوی پیاده‌نظام، یگان مهندسی و توپخانه حمایت شوند.
منابع نیروهای دفاعی اسرائیل در ابتدا تخمین زدند که دستکم 500 گلوله ATGM در طول درگیری شلیک شدند. آنها گزارش دادند که در کل تعداد 60 خودرو از انواع مختلف زرهی تا 11 اوت 2006 هدف قرار گرفتند (گزارش‌ها درباره این که همه این زرهپوش‌ها، تانک بودند اشتباه است). بیشتر این خودروهای زرهی به سرعت در میدان نبرد تعمیر شده و خدمت خود را از سرگرفتند. تنها 5 الی 6 نوع خودروی زرهی بطور دائمی از کار افتادند.
اگر چه برخی منابع به سادگی از نابودی 20 تانک سخن می‌گویند اما دیگر منابع جزئیات کار را به شرح زیر ارایه کردند:

**تانک‌های حاضر: 400
**تانک‌های هدف قرارگرفته: 48 (این برآورد بر اساس گزارش‌هایی است که کمتر از چند ده تانک هدف قرار گرفتند)
**تانک‌های آسیب دیده: 40
**تانک‌های منهدم شده: 20
**تانک‌های نابود شده: بیش از 5 (این برآورد بر اساس گزارش‌هایی است که کمتر از چند ده تانک هدف قرار گرفتند)
**شمار خدمه کشته شده: 30

گزارش‌های ثانویه ارایه کننده آمار متفاوتی بود. برخی از برآوردها شمار موشک‌های ضدتانک ATGM و راکت‌های ضدتانک سنگین را بیش از هزار عنوان کرده‌اند. بنا بر تحقیقی که از سوی "آلون بن دیوید " ارایه شده، نیروهای دفاعی اسرائیل بعد از آتش‌بس نتیجه گرفتند که حدود 45 درصد از تانک‌های اصلی رزمی اسرائیل که از سوی موشک‌های ATGM هدف قرار گرفته بودند به نوعی منهدم شدند. در کل 500 تانک مرکاوا به منطقه اعزام شدند که دقیقاً 5 عدد از آنها توسط مین‌هایی که در قسمت زیرین تانک منفجر شدند و با استفاده از تاکتیک‌های آسیب‌شناسی تانک نابود شدند. حدود 50 مرکاوای نسل 2 و 3 و 4 هدف قرار گرفتند که 21 عدد آنها منهدم شدند. 11 مورد از این انهدام‌ها کشته‌ای به همراه نداشت اما 10 مورد انهدام دیگر موجب تلفات 23 خدمه تانک شدند. موشک‌های ضدتانک ATGM همچنین تلفات سنگینی بر پیاده‌نظام وارد کرد بخصوص وقتی که عده‌ای از نیروهای ذخیره ارتش اسرائیل در داخل ساختمانی گرفتار آمدند و آن ساختمان هدف یک موشک ATGM قرار گرفت.
یکی از تحلیلگران برجسته دفاعی اسرائیل توضیحات زیر را درباره تاثیر ATGM ها و دیگر سلاح‌های ضدتانک حزب‌الله ارایه کرد.
"... ما می‌دانستیم که این سازمان دارای راکت‌های پیشرفته ضدتانک هستند و اطلاعات نظامی نیروهای دفاعی اسرائیل حتی توانسته بود به یک نمونه از آن راکت‌ها دست یابد. ما همچنین فهمیده بودیم که حزب‌الله مشغول سنگربندی واحدهای ضدتانک است. به هر حال نتوانستیم اهمیت استقرار گسترده این نوع تسلیحات را درک کنیم.
نتیجه این شد که موشک‌های ضدتانک به عامل اصلی تلفات نیروهای دفاعی اسرائیل بدل گشتند و تقریباً‌ همه تلفاتی که یگان زرهی دادند و بسیاری از تلفات یگان پیاده‌نظام بخاطر این موشک‌ها کشته شدند. بیشتر سربازان پیاده‌نظام به عوض آن که توسط درگیری رو در رو کشته شوند بخاطر سلاح‌های ضدتانک کشته شدند. بسیاری از سربازان پیاده نظام که زندگی خود را بخاطر سلاح‌های ضدتانک از دست دادند در ساختمان‌های روستایی وارد شده بودند و راکت‌ها با عبور از دیوار موجب مرگ آنها شد.
....حزب‌الله در این جنگ از هفت نوع راکت‌ استفاده کرد. 4 نمونه از آنها از نوع پیشرفته‌ترین راکت‌های موجود بودند و همگی توسط روسیه تولید و به سوریه فروخته شده بودند. پیشرفته‌ترین راکت می‌تواند زره فولادی به قطر 70 سانتی‌متر تا 1 متر و 20 سانتی‌متر را سوراخ کند. بعد از این که زره شکافته شد،‌ کلاهک دوم در داخل تانک منفجر می‌شود. اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل یکی از این راکت‌ها را به دست آورد و متوجه شد که حزب‌الله مشغول سنگربندی واحدهای ضدتانک است. به هر حال نیروهای دفاعی اسرائیل به طور مناسبی برای این تحولات آماده نشده بودند.
4 تانک اسرائیلی نیز به مین‌های بزرگ کارگذاشته شده در زمین برخورد کردند. سه تانک که از زره زیرین برخوردار نبودند همه 12 سرنشین خود را از دست دادند. تانک چهارم دارای زره زیرین تانک بود که از 6 خدمه آن تنها یک نفر کشته شد.
موشک‌های ضدتانک به 46 تانک و 14 خودروی زرهی دیگر اصابت کردند. در همه این حملات، تنها 15 تانک سوراخ شده و 5 خودروی زرهی دیگر آسیب دیدند و 20 سرباز جان خود را از دست دادند که 15 نفر از آنها از خدمه تانک بودند. دو سرباز دیگر عضو یگان زرهی که بدن آنها در تیررس قرار گرفت، کشته شدند. در دیگر نقطه یعنی "وادی السلوکی " حزب‌الله عملیات کمین موفقیت‌آمیزی ترتیب داد و 11 تانک را هدف قرار داد. موشک‌ها زره سه تانک را شکافتند که در دو تانک هفت سرباز یگان زرهی کشته شدند. دو تانک دیگر نیز از حرکت باز ایستادند. "
ابهامات مهمی در این آمار و ارقام و نتیجه‌ای که باید از آنها گرفت، وجود دارند. دیگر مشکل در ارزیابی تاثیرات چنین تسلیحاتی این است که نیروهای دفاعی اسرائیل در امتداد خطوط پیشروی که حزب‌الله عملاً‌هفته‌ه وقت آماده‌سازی برای کمین داشت، حرکت کند و نامنظمی داشتند. هیچ آمار و اطلاعاتی در این باره در دست نیست که چه تعداد موشک و از چه نوع ناتوان ماندند و چقدر درگیری در مناطق شهری و یا نقاط مهم اتفاق افتاد. هر سیستم زرهپوشی آسیب‌پذیر است و بیشتر به کیفیت مانور و حمایت بستگی دارد. گذشته از این مسایلی در این باره مطرح می‌شود که چه تعداد از تلفات نیروهای دفاعی اسرائیل بخاطر نبود حمایت‌های زرهی بوجود آمد. در شرایط حاضر، درس عبرت گرفتن آسان‌تر از حمایت از این آمار با واقعیت‌ها است.
در یک اتفاقی که برای سلاح‌های ضدتانک اسرائیل پیش آمد، نگرانی عمده‌ای برای جنگ‌ آتی بوجود آورده است. در طول جنگ لبنان، نیروهای حزب‌الله یک موشک ضدتانک سالم از نوع "رافائل اسپایک " MR ATGM از اسرائیل به غنیمت گرفتند. این موشک اسپایک MR در نوک خود وسیله‌ای دارند که به آنها قابلیت آتش‌افکنی و سوراخ کنندگی می‌دهد. نیروهای دفاعی اسرائیل متعاقب این امر ابراز نگرانی کردند که این سلاح به ایران منتقل شود و در آنجا برای بهینه‌سازی موشک‌های ضدتانک ATGM ایران و بهینه سازی تدابیر مقابله‌ای علیه سلاح‌های ضدتانک از خانواده اسپایک شود.
یکی از واکنش‌هایی که خدمه زرهی برای تاکتیک‌های ضدتانک حزب‌الله به کار بستند استفاده از گلوله‌هایی بودند که توسط صنایع نظامی اسرائیل توسعه یافته‌اند. گلوله‌های ضدنفر و ضداجسام 105 میلی‌متری برای تانک‌های اصلی رزمی مرکاوا است که شاهد نخستین کاربرد گسترده خود در میدان‌های نبرد دربرابر اقدامات ضدتانک حزب‌الله بودند.
در واکنش به موفقیت‌های حزب‌الله در طول جنگ، نیروهای دفاعی اسرائیل بعد از جنگ اعلام کردند که مرکاوای 5 به سیستم زره فعال "تراپی " مجهز می‌شوند. این سیستم زمانی که بطور کامل عملیاتی شوند می‌توانند تهدیدی که به سمت تانک در حرکت است را شناسایی کرده و پیش از اثر، آن تهدید را نابود کند.
منبع: farsnews.com


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم آذر 1390 توسط علی
تذکر: هرگونه بازنشر این مقاله منوط به ذکر منبع (newcoy.persianblog.ir) می باشد. 

 

 تاریخ : 15 آوریل الی 2 ماه می 1945

 مکان : برلین، پایتخت آلمان نازی

 طرفین درگیر : اتحاد شوروی و  آلمان نازی

 فرماندهان طرفین :

 اتحاد شوروی : گئورگی ژوکف ، کنستانتین روکوسوسکی ، ایوان کونیف

 آلمان نازی : گوتارد هاینریسی ، کورت فون تیپلس ، فردینان شوئرنر ، هلموت ریمن ، هلموت ودینگ

 قوای طرفین :

 اتحاد شوروی : 2.500.000 سرباز ، 6.250 تانک ، 7.500 هواپیما ، 41.600 توپ

 آلمان نازی : 766.750 سرباز ، 2.224 تانک ، 9.303 توپ

 تلفات طرفین :

 اتحاد شوروی : 81.116 کشته و مفقود ، 280.251 نفر زخمی ، 1.997 تانک ، 2.108 توپ ، 917 هواپیما

 آلمان نازی : 880 هزار کشته ، 479.298 اسیر ، 22 هزار غیر نظامی

 

برلین, آماج حملات ارتش سرخ  
نبرد برلین با حمله ارتش سرخ شوروی به خط دفاعی برلین آغاز شد . به دلیل تلفات ارتش آلمان در طی 6 سال جنگ مداوم در اروپا ، ارتش آلمان به شکلی جدی با کمبود مردان بالای 18 سال مواجه بود و پسران و دختران عضو جوانان هیتلری به خدمت زیر پرچم فراخوانده شدند . بیشتر قوای مدافع برلین را این جوانان و نوجوانان فاقد آموزش تشکیل می دادند . علاوه بر این عده، یک لژیون از افراد اس اس فرانسوی مهمترین قوای شاخص مدافع برلین به حساب می آمد .


نوجوانان آلمانی برای دفاع از برلین به خدمت زیر پرچم فراخوانده  شدند

تعرض ارتش سرخ به سوی برلین پس محاصره آن بوسیله حملات متحد المرکز از همه طرف به عمل می آمد. در این موقع پادگان برلین عبارت بود از 2 سپاه، سپاه سوم زرهی اس.اس. وسپاه سوم مزبور مرکب از 7 لشکر بوده که سه لشکر آن موتوریزه و یکی زرهی بود به همراه شش هنگ مستقل و بیش از 170 گردان مختلف،ازجمله گردانهای فورکشتورم.                                                                      

دفاع برلین به ژنرال توپخانه (ویدلینگ هلموت) محول شده بود، ولی در مقر فرماندهی، در عمق زمین، شخص هیتلر و گوبلز وزیر تبلیغات آلمان نازی نیز حضور داشتند. از 20 الی 21 آوریل تا لحظه ای که نیروی برلین تسلیم شد، در خیابانها و معابر برلین رزمهای شدیدی در جریان بود. در مدت چندین روز برلین در زیر بمباران نیروی هوایی و توپخانه دورزن روسیه قرار داشت. در حینی که ارتش سرخ به برلین نزدیک می شد، توپخانه شوروی با کالیبرهای کوچکتر، حتی مین اندازها وکاتیوشاها نیز در بمباران شهر شرکت می نمودند. تمام برلین را آتش فرا گرفته بود. ابر غلیظ دود و گرد و خاک آسمان برلین را به رنگ زردی در آورده بود.              
آلمانها برای دفاع خیابانها، به سنگر بندی مستحکمی مبادرت و جلوی آن را مین گذاری نموده و طول خیابانها را زیر آتش شدید توپخانه، مین انداز و مسلسل قرار داده بودند. نیروهای شوروی از تاکتیک آلمانها خبردار شده ولذا در طول خیابانها حرکت نکرده و بلکه خانه ها و حیاطها و زیرزمینها را به یکدیگر متصل ساخته و معبر پیشروی خود قرار می دادند. جنگ شدید مدافعان و قوای مهاجم اتحاد شوروی باعث خرابی و توقف مترو و تراموا و از کار افتادن خدمات شهری مانند تلفن ، آب ، برق و شبکه توزیع مواد غذائی گردید .                                                                                                             

در همان زمان که رزم روی زمین در جریان بود، پیکارهای شدیدی نیز در زیر زمین به عمل می آمد. شورویها خانه هایی را که آلمانها مبدل به نقاط اتکا نموده بودند، به وسیله آتش توپخانه و یا مواد منفجره خراب می کردند.

توپخانه ارتش سرخ در حال گلوله باران برلین

مبارزه با سازمانهای دفاعی آلمان ها کنار رود (اودر) مخصوصاً در آبادیهای بزرگ در حومه برلین و در خود آن شهر مستلزم مهارت زیادی از طرف توپ چی های شوروی بود. روش اصلی آنها آتش مستقیم بود که برای این منظور توپهای 152 و 202 میلیمتری خود را در 400 -500 متری هدف قرار می دادند و با تیراندازی از توپها به قسمت پایین خانه هایی که شدیداً دفاع می شد، توپچی های روس موفق به تخریب تمام آن خانه ها شده و بدین طریق مدافعین در زیرخرابه های آن مدفون می گردیدند. در رزمهای داخل شهر گروههای هجوم شوروی که نقاط اتکا اصلی را متصرف شدند، نقش  مهمی را ایفا می نمودند.  گروه مزبور معمولاً مرکب از افراد مسلح به تفنگهای خودکار و واحدهای حفار و تخریب و چند اراده توپ، از جمله توپهای کالیبر بزرگ تا 152 و حتی 203 میلیمتری بودند. غالباً به ترکیبات این گروههای هجوم توپهای خودکششی  و ارابه های جنگی نیز  اضافه می گردید.                                                                     

افراد مهندس و حفار شوروی در این پیکارها تلاش فراوان کردند. آنها غالباً برای ایجاد معابر در میدانهایی که عمیقاً و به طور متراکم مین گذاری شده و برای مین گذاری جاده ها، ساختمان و تعمیر پلها و پاک کردن خیابانها از مین و انفجار نقاط اتکاء و خانه هایی که از طرف آلمانها دفاع می شدند، مامور می گردیدند.                          

در پی حملات ارتش سرخ  به برلین مهاجمین از دو طرف عمیقاً به داخل شهر پیشرفت کردند. پیشرفتگی شمالی شوروی را نیروهای ژنرال چویکوف تشکیل می داد که متوجه مرکز شهر یعنی عمارت ریشتاک بودند. از سمت خاور و شمال خاوری ژنرال برازارین به تعرض خود ادامه می دادند، از سمت باختر واحدهای ژنرال پرخورویچ مشغول پیشروی بوده و از طرف جنوب یکانهای جبهه اول اوکراین پیشروی می کردند. روز 28 آوریل نیروهای ژنرال کوزنتسف که از طرف شمال پیش می رفت از رود (اشپره) عبورکرده و به ناحیه مرکزی برلین  (شارلوتن بورک) حمله ور گردیدند. در عین حال قسمتی از آن نیرو از کانال (فربین دونگس) گذشته و داخل (مااوپیت) شدند.                                                                                       

روز 30 آوریل واحدهای ژنرال کوزنتسف از سمت شمال به طرف (تریگارتن) که پارک مرکزی شهر بوده و عمارت ریشتاگ در آنجا واقع بود، رخنه کردند و در آن روز سربازان گردان سروان (نه اوسترویف) پرچم سرخ را بر فراز عمارت ریشتاگ برافراشتند. در همان موقع نیروهای ژنرال چویکف تعرض خود را توسعه می دادند. روز 27 آوریل نیروی نامبرده (تمپلهف) را که فرودگاه مرکزی برلین بود، به تصرف در آورده و روز 30 آوریل به حدود جنوبی تیرگارتن رسید. واحدهای ارتش سرخ که از سمت خاور پیشروی می کردند همچنین به تیرگارتن نزدیک شدند. نیروهای جبهه اول اوکراین برزنهای جنوب باختری شهر را از قوای آلمانی پاک کردند.

شلیک کاتیوشاهای روسی در داخل برلین

 با فرا رسیدن شب 22 آوریل ارتشهای تحت فرماندهی مارشال کونیف خطوط دفاعی جنوب برلین را در هم شکسته و وارد برلین شد. خطوط دفاعی برلین چنان اسف انگیز بود که مردم برلین می گفتند که روسها برای تسخیر برلین به دو ساعت و ربع وقت احتیاج دارند دو ساعت برای خندیدن به وضعیت دفاعی شهر و یک ربع ساعت برای حمله و تسخیر شهر.                                                                   

اگر چه ژنرال کونیف اولین فرمانده روسی بود که وارد برلین شده بود ولی پس از آنکه استالین تصرف نهایی شهر را بین مارشال ژوکف و او تقسیم کرد، رایشتاک (مجلس آلمان)که قرار بود پرچم شوروی در آنجا نصب شود در منطقه اشغالی ژنرال ژوکف  قرار گرفت و او به عنوان فاتح اصلی برلین معرفی شد.  

                                
سربازان روسی پرچم شوروی را بر فراز رایشتاک نصب می کنند

ارتش سرخ شوروی بی اعتنا به مقاومت اندک مدافعان خسته و بی انگیزه آلمانی، برلین را در حالی که به یک شهر مخروبه تبدیل شده بود تصرف کرد.

 بدین ترتیب برخورداری نیروهای شوروی از برتری کامل توپخانه، پشتیبانی هوایی نیرومند، نیروی انبوه زرهی و شمار بسیار بیشتر نفرات سبب شد که ارتش آلمان نتواند بیش از این مقاومت کند.

خود کشی هیتلر

مقامات ورماخت، ارتش آلمان، به آدولف هیتلر 56 ساله اطلاع دادند که هیچ راهی برای فرار وجود ندارد. هیتلر که همواره گفته بود هرگز شخصاً تسلیم نمی شود تصمیم گرفت خودکشی کند.

بمباران و گلوله باران توپخانه ای ارتش سرخ، برلین را به تلی از آوار و خاکستر و آتش تبدیل نموده بود. با نزدیک شدن قوای ارتش سرخ به پناهگاه و پس از رسیدن خبر فتح مجلس ملی آلمان موسوم به رایشستاگ، هیتلر  و  اوا براون  در حالی  که  فقط   یک  روز از ازدواج  رسمی  آنان  می گذشت،  در  روز 30 آوریل 1945 پس از کشتن سگ خود موسوم به بلوندی اقدام به خودکشی کردند . هیتلر دستور داده بود که پس از مرگ جسدش را بسوزانند. هیتلر پیش از مرگ، دریاسالار دونیتس فرمانده نیروی دریایی آلمان را به عنوان رئیس دولت و دکتر گوبلز را به صدارت اعظمی گمارد.
 پس از مرگ هیتلر، دکتر ژزف گوبلز و همسرش پس از کشتن تمام فرزندانشان با سم سیانور با شلیک گلوله به طور همزمان خودکشی کردند. نیروهای شوروی پس از تصرف پناهگاه، بقایای جسد هیتلر را بیرون آورده و به مسکو منتقل کردند.
دریادار دونیتز ،جانشین هیتلر، با اعزام نمایندگانی به ستاد فرماندهی آیزنهاور رسما در 8 ماه می 1945 ترک مخاصمه را قبول نمود و به نشانه پیروزی و  پایان جنگ در اروپا ( درحالی که جنگ در شرق دور همچنان ادامه داشت و ژاپن به مقاومت بی ثمر خود ادامه می داد ) ناقوس کلیساها به صدا در آمد و روز پیروزی اعلام شد .

پس از سقوط

 با اعلام پیروزی و پایان جنگ در کشورهای متفقین مانند انگلستان و فرانسه و آمریکا مردم به خیابانها ریختند و به جشن و پایکوبی برای پیروزی در جنگی خانمان سوز که تلفاتی معادل 62 میلون نفر داشت پرداختند، درحالی که در برلین و آلمان حاکمیت سقوط کرده بود،  نظام سیاسی واداری و اقتصادی فرو پاشیده بود و  فقر ، محرومیت و بیماری و نیز مبهم بودن سرنوشت بسیاری از افراد برای اعضای خانواده شان و نیز سرافکندگی ناشی از یک شکست دیگر برای ایشان به یادگار مانده بود .

 

با پایان نبرد، برلین به ویرانه ای تبدیل شده بود

 به دلیل تلفات بالای نفوس و علی الخصوص مردان، بسیاری از خانواده ها سرپرست خود را از دست دادند و بعضی از خانواده ها و تیره ها کاملا منقرض گردیدند . در جریان بمباران شهرهائی مانند برلین و هامبورگ و درسدن بعضاً تمام اعضای یک خانواده از بین رفتند . پس از پایان جنگ زنان آلمانی حتی برای تامین آب آشامیدنی خود با مشکل مواجه بودند و بیماریهای روانی و عصبی بسیار شایع شد و سرانجام نظام اجتماعی آلمان به گونه ای از هم فرو پاشید که دیدن زنان خود فروش در برلین امری عادی و تقریبا روزمره محسوب می شد.
تاریخ به وسیله فاتحان نوشته می‌شود و گاه هیچ فرصتی به قربانیان برای بیان زوایای دیگر آن داده نمی‌شود. در کتاب زنی در برلین، مارتا هیلرز با قلمی شیوا توضیح می‌دهد که چگونه برلینی‌ها برای بقا مبارزه می‌کردند، از انفجار بمب‌ها فرار می‌کردند و اجساد را از زیر آوار بیرون می‌کشیدند.
تعداد زنانی که بعد از شکست آلمان مورد تجاوز قرار گرفتند، هنوز به درستی مشخص نیست ولی تصور می‌رود تعداد آنها صدها هزار نفر باشد. بسیاری از این قربانیان مانند مارتا به صورت مکرر مورد تجاوز قرار گرفته بودند. بر اساس برآورد کتاب دیگری با عنوان «سقوط برلین در سال ١٩۴۵»، ٧/٣ درصد کودکانی که در برلین در سالهای ١٩۴۵و ١٩۴۶به دنیا آمدند، پدران روسی داشتند.

زنان آلمانی در حال شستشوی لباس با آب سرد در خیابانهای برلین اشغالی 
هنگامی که انگلیسی‌ها به برلین رسیدند، افسرها با دیدن دریاچه‌های مملو از زنانی که پس از تجاوز خودکشی کرده بودند، شوکه شدند. سن و سال قربانیان اهمیتی نداشت، دامنه سنی آنها از 12 تا 75 می‌رسید. پرستاران و راهبه‌ها نیز در بین قربانیان بودند. برخی از زنان تا 50 بار مورد تجاوز قرار گرفته بودند.
با پایان گرفتن جنگ، از شهرهای بزرگ آلمان جز ویرانه ای برجای نمانده بود و بدین سان ارتش نازی، جنگ را در ویرانه های برلین باخت و عمر رایش سوم که قرار بود هزارسال دوام بیاورد پس از 12 سال به پایان رسید.

_______________________________________________________

منابع:


newcoy.persianblog.ir
tebyan-zn.ir
special-history.com
farsnews.com
1pezeshk.com
rasekhoon.net

 گردآوری و ویرایش: کاوه


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم آذر 1390 توسط علی

 

نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، از سال 1991 به بعد، تعداد 18 فروند میگ MiG-29A  و 7 فروند گونه دوسرنشینه میگ MiG-29UB را تحویل گرفته است. این هواپیماها پس از قراردادی که در ژوئن 1990 بین دولت ایران و روسیه به امضا رسید، تحویل نیروی هوایی ایران داده شد. میگ MiG-29  نخستین و تنها جنگنده رهگیری است که پس از جنگ ایران و عراق خریداری شد و براساس برنامه قرار بود که به‌عنوان جایگزین برای F-14 تامکت‌های از دست رفته درطی جنگ و زمین‌گیر شده به‌علت در دسترس نبودن قطعات یدکی، وارد خدمت شوند. این قرارداد به‌عنوان بخشی از برنامه بزرگ نیروی هوایی برای بازسازی قدرت جنگنده‌های نیرو، پس از جنگ، در زمان فرماندهی سرتیپ «منصور ستاری» بر نیروی هوایی بسته شد و اجرایی گردید. دراصل و براساس همان برنامه بزرگ، قرار بود 48 فروند فالکروم برای ایجاد پوشش دفاع هوایی شهرهای بزرگ «تهران»، «شیراز» و «تبریز» وارد کشور شوند اما این روند به‌علت کمبود بودجه ایران، با تحویل همان ارقامی که در ابتدا ذکر شد به پایان رسید.

میگ MiG-29 پس از ورود به ایران، لباس دو گردان شکاری تاکتیکی و گردان 11 شکاری تاکتیکی در پایگاه یکم شکاری تهران و گردان 23 شکاری تاکتیکی در پایگاه دوم شکاری تبریز وارد خدمت شدند. براساس مفاد قرارداد، تعداد 400 نفر از مستشاران، متخصصان فنی و معلم روس وارد ایران شدند تا عملیات جنگنده‌های میگ MiG-29 را درطی 7 سال پشتیبانی کنند. برهمین اساس، روس‌ها متعهد گردیدند که نیروی هوایی ایران را برای کاربری فالکروم درطی 25 سال یا 25 هزار ساعت پرواز، از لحاظ قطعات یدکی و کمک‌های فنی، پشتیبانی کنند.

هواپیماهای میگ MiG-29 تحویل داده شده به ایران درواقع هواپیماهای کارکرده نیروی هوایی روسیه بودند که تقریبا نیمی از آنها به آخرین ساعات پروازی تعیین شده توسط شرکت سازنده رسیده بودند. با اتمام این ساعت پرواز، براساس تخمین منابع نظامی، حداقل 2 فروند میگ MiG-29A و 4 فروند میگ MiG-29UB  به‌علت به پایان رسیدن زندگی عملیاتی‌شان، زمین‌گیر شده و وارد انبارها گردیدند. در ادامه، شرکت سازنده روس موفق نشد که دستورالعمل‌های فنی را برای افزایش ساعت و سیکل پروازی میگ MiG-29 به ایران و نیروی هوایی ارتش تحویل دهد. درنتیجه نبود این دستورالعمل‌ها، متخصصان فنی نیروی هوایی نتوانستند در زمان استاندارد و با طی ساعت کار فنی تعیین شده، کار تعمیرات اساسی و بهسازی فالکروم‌های مزبور را به پایان برسانند و درنتیجه، این فرایند مقداری به درازا کشید.

فرماندهان نیروی هوایی که برای راه‌اندازی فالکروم‌های زمین‌گیر شده خود، وجود دستورالعمل‌ها را ضروری و اجتناب‌ناپذیر می‌دانستند، تلاش خود را برای به‌دست آوردن این کتاب‌ها از تمام منابع موجود و در دسترس در سراسر دنیا به‌کار بستند.

با این‌حال از اواسط دهه 90 تاکنون، ایران توانسته است بدون کمک مستشاران روس و با تکیه بر توان داخل کشور و متخصصان زبده در درون نیروی هوایی، چک‌های دوره‌ای و سبک این جنگنده را انجام دهد. نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در راستای تجهیز و تکمیل وسایل زمینی ناوگان فالکروم‌های خود، با توجه به عدم توانایی روس‌ها در تامین این تجهیزات، دست به خرید آن از دیگر کشورهای صاحب میگ MiG-29 زدند.

همزمان کوشش‌هایی برای بهسازی و ارتقای قابلیت‌های فالکروم در نیروی هوایی ایران به جریان افتاد. یکی از این بهسازی‌ها، تجهیز میگ MiG-29 به لوله سوخت‌گیری هوا به هوا بود که در افزایش برد عملیاتی این جنگنده تاثیر به‌سزایی داشت. وجود لوله سوخت‌گیری هوایی، درحالی که هواپیما به مخازن سوخت خارجی مجهز نیست و متکی به مخازن سوخت داخلی است از تاثیر عملیاتی پایینی برخوردار است. پس می‌بایست بر روی میگ MiG-29های ایرانی که توانایی حمل مخازن سوخت خارجی نداشتند، این قابلیت ایجاد می‌شد. با توجه به این‌که تصمیم فرماندهان نیروی هوایی ایران بر افزودن مخازن سوخت خارجی به جنگنده، این توان صنعتی در داخل ایران موجود نبود، کشور بلاروس به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین کاربران میگ MiG-29، مورد توجه قرار گرفت و پس از مذاکرات انجام شده بین مسوولان ذی‌ربط دو کشور و دو نیروی هوایی، تعدادی مخازن سوخت خارجی 1520 لیتری که در قسمت مرکزی زیر بدنه نصب می‌شد، از بلاروس خریداری گردید.

همان‌طور که قبلا ذکر شد، طبق دستورالعمل‌های این جنگنده، با به پایان رسیدن عمر هواپیماهای میگ MiG-29 ایرانی، برخی از این هواپیماها از فهرست جنگنده‌های عملیاتی خارج شده و به درون انبارها هدایت شدند. نخستین گونه فالکروم که از رده پروازی خارج شد، یک فروند میگ MiG-29UB متعلق به گردان 23 شکاری بود که در سال 2006 سیکل پروازی خود را به پایان رساند. در ادامه، یک فروند UB دیگر، به‌همراه یک فروند میگ MiG-29A از همان گردان در سال 2007 به رده هواپیماهای بازنشسته پیوست. در تابستان سال 2008، یک فروند گونه UB از گردان 11 شکاری در مهرآباد با رسیدن زمان انجام تعمیرات اساسی، از فهرست هواپیماهای عملیاتی خارج شد تا در ادامه، در بهار 2009 هم یک فروند دیگر از هواپیماهای آموزشی میگ MiG-29UB به وی بپیوندد.

با زمین‌گیر و غیرعملیاتی شدن این تعداد فالکروم بود که نیروی هوایی به فکر آغاز برنامه سنگین تعمیرات اساسی میگ MiG-29 به‌صورت بومی افتاد. درنتیجه این تصمیم فرماندهان نیروی هوایی، تاسیسات تعمیر و نگهداری میگ MiG-29 در تهران و تبریز با همکاری نزدیک با شرکت «صنایع هواپیمایی ایران» (IACI) بهسازی، انجام تعمیرات اساسی و بازگردان به رده پروازی هواپیماهای زمین‌گیر را به‌عهده گرفتند.

«ولادیمیر پوتین» که در اکتبر 2007 و با هدف انجام مذاکره با دولت ایران برسر مسایل حقوقی دریای خزر وارد تهران شد، درکنار چانه زدن‌های سیاسی و دیپلماتیک، یک قرارداد به ارزش 150 میلیون دلار که به موجب آن، می‌بایست 50 دستگاه موتور توربوفن RD-33 ساخته شده توسط شرکت «ماشین‌سازی چرنشیف مسکو» تحویل نیروی هوایی ایران داده می‌شد. ایران در مذاکرات برای خرید این تعداد موتور، به طرف روس توضیح داد که این موتورها را برای پروژه داخلی توسعه و ساخت جنگنده «آذرخش» نیاز دارد. ولی گمان می‌رود که ایران از موتورهای خریداری شده برای راه‌اندازی هواپیماهایی که ساعت پرواز موتورشان به پایان رسیده و زمین‌گیر شده‌اند، بهره‌برداری نموده است. تحویل این موتورها از سال 2008 آغاز شده است.

 آغاز برنامه

با در دستور کار قرار گرفتن کار بهسازی و تعمیرات اساسی در برنامه جاری مرکز تعمیر و نگهداری میگ MiG-29 در تهران، این مرکز درخواست ارسال یک فروند میگ MiG-29UB غیرپروازی گردان 23 شکاری که مدت‌ها بود در انبار قرار داده شده بود را به تبریز ارسال کرد و مسوولیت انجام تعمیرات اساسی آن را به‌عهده گرفت. با ورود میگ مزبور به تهران، کار بر روی آن به‌همراه آغاز برنامه راه‌اندازی دو فروند میگ MiG-29A وارد مرحله اجرایی شد.

دو فروند میگ MiG-29A درحالی به مرکز تعمیرات فالکروم تهران تحویل داده شدند که در شرایط فنی بسیار بدی به‌سر می‌بردند. با این‌حال، تلاش برای بازگرداندن این هواپیماها به شرایط پروازی آغاز گشت. با اتمام عملیات تعمیر و نگهداری مرکز تهران و تکمیل برنامه بهسازی بر روی یک فروند فالکروم گونه A، خلبان آزمایشگر در سپتامبر 2008 هواپیما را از مرکز مزبور تحویل گرفت و «پرواز عملکردی» (FCF) 30 دقیقه‌ای میگ MiG-29 مزبور را با موفقیت به پایان رساند.

فالکروم دیگر از مرکز مزبور در تهران بیرون آمد و در بهار 2010 به خدمت در نیروی هوایی بازگشت. هم‌زمان، مرکز تعمیر و نگهداری فالکروم در تبریز نیز خبر اتمام انجام تعمیرات اساسی بر روی یک فروند میگ MiG-29UB را به اطلاع فرماندهان نیروی هوایی رساند. تبریزی‌ها در این میان فعال‌تر ظاهر شده و دومین فالکروم تعمیر اساسی شده را نیز در ژوئن 2010 وارد خط پرواز کردند. این هواپیما در سال 2001 صدمات عمده دیده بود و به‌علت نبود قطعات یدکی، به‌مدت بیش از 8 سال از پرواز دور مانده بود.

هم‌اکنون نیز شرکت صنایع هواپیمایی ایران (صها)، با همکاری مراکز فنی نیروی هوایی در تبریز و تهران، بهسازی، ارتقا و تعمیراساسی فالکروم‌های ایرانی را ادامه می‌دهد. گزارش‌های تاییدنشده‌ای از کمک روس‌ها به شرکت صنایع هواپیمایی ایران (صها) در مهرآباد برای انجام تعمیرات اساسی میگ MiG-29 وجود دارد. با وجود کمبود قطعات یدکی، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران از سال 2008 تاکنون موفق شده است تعداد 5 فروند فالکروم را از انبارها بیرون کشیده و روانه خط پرواز کند. براساس برنامه‌ای بلندمدت، نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران تصمیم دارد هواپیماهای زمین‌گیر موجود را تنها با تکیه بر توان فنی متخصصان نیروی هوایی و شرکت صنایع هواپیمایی ایران (صها)، به شرایط پروازی بازگرداند.

 ________________________________________________________

منبع: ganjejang.com (به نقل از ماهنامه Air Force Monthly شماره 269)


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم آذر 1390 توسط علی
میگ-33 جنگنده ی ساخت روسیه است با نام ناتوی فولکروم (ایی)این جنگنده همان ارتقا یافته میگ-29 ام بود.این جت جنگنده در اواسط سال 1980 ساخته شد.البته این نام جدید برای بازار یابی بودن نیز بود.اما این یک نظر رسمی نبود.
به هر حال نام سوپر فولکروم را نیز در درخواست کردند.در سال اواسط سال 1980 طرح توسعه میگ 29 به این منظور مطرح شد تا که این جنگنده تا مرزهای روسیه یا جبهه های احتمالی برد داشته باشد ولازم بود که یک جنگنده چند نقشه در جبهه ها حضور داشته باشد ودفاع هوایی لازم را به جا بیارد واین امر باعث میشد که در جنگ و مسایل استراتژیک تاثیر به سزایی داشته باشد. میگ 33 بعدا با نام میگ 29 ام ایی در بازار سال 1990 نشان داده شد. جنگنده میگ 33 جنگنده ایی بود که میتوانست وعده هایی از جنگنده میگ 35 بدهد.آنها به طور مرتب در حال تغییر مولفه های گوناگون در جنگنده های خود بودند که در نهایت با تغییرهایی در موتور ها به میگ 29 او-وی-تی برسند.این همان میگ 29 ام بود که برای سومین بار تغییر نام میداد.

Fulcrum-E


ویژگی های طرح

جنگنده میگ 33 بر پایه میگ 29 ساخته شد اما اصلاحاتی در آن به وجود آمده بودکه با عث میشد مقبول تر وبا نقش بیشتری ظاهر شود همچنین این جنگنده میتوانست در جنگ های هوایی موفق تر باشد. با توجه به حدود رزم میگ 33 ظرفیت سوخت داخلی آن زیاد شده بود.کابین خلبان ارتقاداده شده بود وبهتر شده بود.سیستم های مخابراتی وناوبری هم تغییر دادهشده بود.سیستم های اقدام متقابل الکترونیکی-نظارت وسیستم های کنترل و...

تکامل بال وبدنه
اینجاست که تغییرات هرچند کم وکوچک در طرح توسعه و پیشرفت میگ-33 کاربرد داشت.بالها وبدنه از یک سری آلیاژ سبک آلومینیوم ولیتیوم ساخته شده بود که نسبت پیشرانش را نسبت به وزن افزایش میداد.بر روی شکل هندسی ورودی های هوای موتور تجدیدنظر میشود-فضاهایی برای ایجاد حمل سوخت بیشترتعبیه میشود به عنوان مثال در کمر (ستون فقرات)جنگندهبرای این کار بزرگ تر شده بود-یک سری زره هایی در بدنه ساخته میشود تا جنگنده از صدمه های خارجی یا (اف-او-دیی)محافظت کنند. در آیرودینامیک میگ 33 هم تجدیدنظر شده بود.مساحت بالها و شهپرها هم بزرگ شده بودند همچنین در سیستم ترمزها یا (برییک)هم اصلاحاتی به عمل آمده بود.
 

Fulcrum-E

 
نیروی پیشرانه
میگ-33 از سری موتور های (آر-دیی-33)استفاده میکرد امااز نوع اصلاح شده آن به نام3M RD-33
این موتور های جدید توانایی حداکثر وزن تیک-آف یا (ام-تی-او-دابلیو) 22.4 تن را داشتندو ماکزیمم لود(بارگیری مهمات)تا 4500 کیلوگرم فراهم میکردند. که این مشخصات در میگ-29 به ترتیب 18 تن و3500 کیلوگرم است.همچنین سرویس ونگهداری از میگ-33 هم بهینه شده بود.

برد وسیستم سوخت

میگ-33 با سیستم (آی-اف-آر) یا همان پرواز با سوخت اضافه مچ شده بود واز این لحاظ محدودیتی برای آن وجودنداشت میگ-33 میتوانست 3 مخزن سوخت خارجی را با خود حمل کند.البته در بالها ظرفیت بارگیری سوخت به طور قابل توجه ایی همچنین همانطور که یاداور شدم در کمر وفضاهای داخلی نیز افزایش یافته بود.اینها ویژگی ها دست به دست هم میداد تا این جنگنده بدون باک خارجی بردی تا 2000 کیلومتر وبا داشتن تانک های خارجی تا3200 کیلومتر ودر نهایت با به کار بردن سوخت گیری در حین پرواز یا سیستم (آی-اف-آر) بردی تا 6000 با داشتن مخازن اضافه داشته باشد.

Fulcrum-E

کاکپیت

کابین شکاری میگ-33 دوباره طراحی شد و سه ویژگی را داشت.سیستم های آنالوگ تا حدی نگه داشته شدند اما دو صفحه کریستال مایع رنگی یا (ام-اف-دیی) برای آن ساخته شد.سیستم های کنترل سلاح ها با نام HOTAS -با یک رادار جدید مدلZhuk-ME
که میتوانست برد بیش از 120 کیلومتر را سرچ  و اسکن کند و در یک زمان به چهار هدف حمله کند.همچنین برای اهداف زمینی تا 250 کیلومتر قدرت برد داشت.این در حالی است که میتوانست با موشک هایی که حمل میکرد تا فاصله 150 کیلومتری به راحتی اهدافش را سرنگون کند
وسیستم ردیاب جدید مادون قرمز یا (آی-آر-اس-تی) همچنین میگ-33 به سیستم کلاه خلبان مدرن که در انتخاب اهداف خلبان را کمک میکرد مجهز شده بود.پس به طوری کلی تمام سیستم های الکترونیکی -رادارو حتی سیستم های هشدار همگی از نو برای میگ-33 ساخته شدند.


مهمات:

میگ-33 توانایی حمل موشک های هوا به هوای سری آر به نام های :

RVV-AE (R-77), R-27ER1, R-27ET1, R-27R1, R-27T1, R-73E air-to-air missiles
همچنین موشک های سنگین هوا به زمین :


Kh-29T, Kh-29L, Kh-31A, Kh-31P, Kh-35E

و یک توپ 30 میلیمتری با 150 فشنگ با سیستم مختل کننده الکترونیکی (ایی-سی-ام پاد)
به اضافه حمل بمب های هدایت شونده
KAB-500KR (OD)-KAB-500L
و انواع راکت ها و بمب های دیگر

Fulcrum-E

 

مشخصات جنگنده میگ-33

خدمه:یک نفر
طول:17.37 متر
طول باله:11.4 متر
ارتفاع:4.73 متر
مساحت باله:38 مترمربع
وزن خالی:11تن
حداکثر وزن با مهمات:15.3 تن
ماکزیمم وزن برای تیک-آف:22.4 تن
پیشرانه:دو عدد موتور آر دیی -33 سری 3 ام-پس سوز-توربوفن-با قدرت 81.4 کیلو نیوتن
حداکثر سرعت:در ارتفاع پایین برابر 1.2 ماخ ودر ارتفاع بالا 1.96 ماخ
برد:2000 کیلومتر
سقف ارتفاع:17.5 کیلومتر
نرخ اوج کیری بر حسب متر در ثانبه:252
وزن باله ها:442 کیلوگرم بر هر مترمربع

برگرفته از سنترال کلوب
مترجم و نویسنده : سامان مردانی


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم آذر 1390 توسط علی
جنگ سرد اصطلاحی است که به دوره‌ای از تنش‌ها، کشمکش‌ها و رقابت‌ها در روابط ایالات متحده، شوروی و هم‌پیمانان آنها در طول دهه‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۹۰ اطلاق می‌شود.
در طول این دوره رقابت میان این دو ابرقدرت در عرصه‌های گوناگون مانند اتحاد نظامی، ایدئولوژی، روانشناسی، جاسوسی، ورزش، تجهیزات نظامی، صنعت و توسعه فناوری ادامه داشت. این رقابت‌ها پیامدهایی مانند مسابقات فضایی، پرداخت هزینه‌های گزاف دفاعی، مسابقات جنگ‌افزار هسته‌ای و تعدادی جنگ‌های غیرمستقیم به دنبال داشت.
گرچه در طول جنگ سرد هرگز درگیری نظامی مستقیمی میان نیروهای ایالات متحده و شوروی به وجود نیامد اما گسترش قدرت نظامی، کشمکش‌های سیاسی و درگیری‌های مهم بین کشورهای پیرو و هم‌پیمانان این ابرقدرت‌ها از پیامدهای آن به‌شمار می‌روند. هر چند ایالات متحده و شوروی در طول جنگ جهانی دوم و در مقابل آلمان نازی متحد بودند، اما حتی پیش از پایان جنگ نیز بر سر چگونگی دوباره‌سازی جهان پس از جنگ با هم اختلاف داشتند.
پس از جنگ در حالی که آمریکا در تلاش بود تا کمونیسم را در جهان محدود کند گستره جنگ سرد به بسیاری از نقاط جهان به ویژه اروپای غربی، خاورمیانه و جنوب شرقی آسیا کشیده شد. در این دوره جهان با بحران‌های مکرر مانند ساخت دیوار برلین (۱۹۸۹-۱۹۶۱)، جنگ کره (۱۹۵۰-۱۹۵۳)، جنگ ویتنام (۱۹۵۹-۱۹۷۵)، بحران موشکی کوبا (۱۹۶۲) و جنگ شوروی در افغانستان (۱۹۷۹-۱۹۸۸) روبه‌رو شد که هر لحظه امکان یک جنگ جهانی را ایجاد می‌کرد اما در نهایت این اتفاق رخ نداد. یکی از دلایل مهم دوری هر دو طرف از ایجاد یک جنگ مستقیم دسترسی آنها به جنگ‌افزار هسته‌ای و ترس از استفاده طرف مقابل از این سلاح‌ها بود.
سرانجام در پایان دهه ۱۹۸۰ و با دیدارهای مقام‌های بلندپایه که به وسیله آخرین رهبر شوروی میخائیل گورباچف ترتیب داده شد و برنامه‌های اصلاحی گورباچف جنگ سرد پایان یافت.

Cold_war_europe_military_alliances_map_en1

خلاصه

در ۱۹۴۳، آثار جنگ جهانی دوم اجتناب‌ناپذیر بود. نیروهای محور به رهبری آلمان در شرایط سخت و محدودی بسر می‌بردند. تهاجم مصیبت‌بار آلمان به شوروی، پایان حمایت ایتالیا از نیروهای محور، و مداخله آمریکا بر علیه آنها، متفقین – عمدتاً آمریکا، بریتانیا، شوروی و فرانسه – را نیرومندتر کرد. آلمان و ژاپن در رقابت دیوانه‌وار خود در خرید جنگ‌افزار و فتح سرزمین‌هایی از اروپا و آسیا به سر می‌بردند. سرانجام خودکشی آدولف هیتلر در ۱۹۴۵ به جنگ در اروپا پایان داد.
به آلمان از غرب و شرق به‌ترتیب توسط نیروهای آمریکایی و روس حمله شد. دو لشکر در برلین به یکدیگر رسیدند و وقتی صلح برقرار شد، مناطق تحت پوشش خود را در میانه شهر برلین از هم جدا نمودند. دشمنی خفته آنها در کشورهای دیگر و نیز در رقابت هوایی پدیدار شد. تنها هراسی که وجود داشت و پنهان می‌شد، احتمال رخ دادن جنگ اتمی میان دو کشور بود. اگرچه تنش هر لحظه بالاتر می‌رفت، این هراس از پیامدهای جنگ هسته‌ای بود که جنگ را به جنگ سرد تبدیل کرد.
آمریکا و شوروی به‌ترتیب نظام‌های اقتصادی سرمایه‌داری و کمونیسم را ترجیح میدادند. بیشتر اروپا و آسیا به کشورهایی تقسیم شد که ترجیح می‌دادند متحد آمریکا باشند یا شوروی. پایان جنگ جهانی دوم، دوره‌ای را آغاز کرد که در آن ملت‌های گوناگون از مستعمره بودن به استقلال رسیدند و بیشتر این کشورهای تازه مستقل شده با اقتصاد ورشکسته و چندپاره شدن سرزمینشان دست و پنجه نرم میکردند. در نتیجه، آمریکا و شوروی با پشتیبانی مالی و نظامی از تعدادی از این کشورها، سعی در افزایش نفوذ خود نمودند.
کمک‌های مالی و متحد شدن‌ها باعث گسترش رقابت میان دو ابرقدرت شد. حالا دیگر تعداد کشورهای متحد، تبلیغات، مسابقه تسلیحاتی، جاسوسی و توسعه فنی آنهم از نوع ویرانگر، به معیاری برای ارزیابی کشورها بدل شده بود. رقابت هسته‌ای و فضایی، موجب جنگ میان کشورهایی شد که هریک نماینده آمریکا یا شوروی بودند. بیشتر کشورهای استقلال یافته حالا بخشی از یک جهان دوقطبی بودند و اکثر آنها ناگزیر به قرارگرفتن در صف یکی از دو ابرقدرت شده بودند. این نشان‌دهنده «شجاعت» برخی کشورها نظیر یوگسلاوی و هند بود که متحد هیچیک از دو ابرقدرت نشدند.
با آنکه آمریکا و شوروی به مرز یکدیگر تجاوز نکرده بودند، تنش برآمده از جنگ سرد در نقاط مختلف دنیا بطور جدی خود را نمایان ساخت: دیوار برلن ساخته شد، در کره و ویتنام جنگ درگرفت، بحران موشکی کوبا رخ داد و ارتش شوروی وارد افغانستان شد. اما سرانجام به‌دلیل برخورداری دو کشور از جنگ‌افزار هسته‌ای بسیار نیرومند، از جنگ مستقیم اجتناب شد.
دشمنی و جاه‌طلبی دو ابرقدرت که موجب تلفات جانی و مالی بسیاری شده بود، رفته‌رفته با انتقادهای جدی در سراسر جهان روبه‌رو می‌شد. اکنون جهان وارد دوره‌ای شده بود که در آن، کوشش‌ها برای مقابله با سیاست‌های ویرانگر دو کشور رو به افزایش داشت. در سال‌های ۱۹۸۰ رونالد ریگان – رئیس جمهور آمریکا – و میخائیل گورباچف – سردمدار شوروی، در اوج دوران دوستی دو کشور، پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد را در ۱۹۸۷ امضا کردند. دوره نامطلوب جنگ سرد به پایان رسیده بود. دوره‌ای که شاهد افزایش هزینه‌های نظامی و مرگ عده زیادی در ویتنام و کره بود.

 

Cold_War_Map_1959_svg

درسال ۱۹۵۹ درنتیجه جنگ سرد، دو بلوک ژئوپولیتیکی متخاصم بوجود آمدند

 

خاستگاه

پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال، ۱۹۴۵ تنش بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی از سرگرفته شد. این تنش در سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۷ افزایش یافت. در این باره تاریخ‌نگاران دیدگاه‌های متفاوتی دارند، اما به باور همه آنها سال آغاز جنگ سرد ۱۹۴۷ بوده‌است. در مورد تاریخ پایان آن، عده‌ای آن را هم‌زمان با سقوط دیوار برلین در ۱۱ نوامبر ۱۹۸۹ و گروهی آن را هم‌زمان با تاریخ تجزیه اتحاد جماهیر شوروی در ۲۵ دسامبر ۱۹۹۱ می‌دانند.
تاریخ‌نگارانی که به تاریخ شوروی می‌پردازند، دو رویکرد دارند: یک رویکرد به اهمیت ایدئولوژی کمونیستی و دیگری بر اهداف تاریخی روسیه به ویژه سلطه بر اروپای شرقی، دسترسی به بنادر متصل به آب‌های گرم و دفاع از مسیحیان ارتدکس و مردم اروپای شرقی و مرکزی تاکید دارد. ریشه‌های برخوردهای ایدئولوژیکی را می‌توان در به قدرت رسیدن لنین در روسیه (انقلاب روسیه در اکتبر ۱۹۱۷) مشاهده کرد.
والترلافبر بر علایق تاریخی روسیه تاکید می‌کند که به سال‌های حکومت تزارها و رقابت ایالات متحده و روسیه باز می‌گردد. از سال ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۹ ایالات متحده و شوروی با هم اختلاف نداشتند، اما رابطه آن‌ها دوستانه هم نبود. پس از آغاز دشمنی شوروی و آلمان در سال ۱۹۴۱، روزولت شخصاً متعهد شد که به شوروی کمک کند (کنگره هرگز به هیچ گونه اتحادی رای نداد). همکاری این دو کشور در زمان جنگ هرگز دوستانه نبود. برای نمونه استالین از اینکه پایگاه‌های شوروی سابق را در اختیار نیروهای ایالات متحده قرار دهد، خودداری می‌کرد. در فوریه ۱۹۴۵ در کنفرانس یالتا این همکاری به شدت با تنش مواجه شد، چرا که معلوم شد که استالین می‌خواهد کمونیسم را در اروپای شرقی (در گسترش آن موفق بود) و سپس شاید در فرانسه و ایتالیا گسترش دهد.
در سال ۱۹۴۵ ایگور گوزنکو که به عنوان یک کارمند رده پایین در سفارت شوروی در کانادا واقع در شهر اتاوا کار می‌کرد، با ارائه ۱۰۹ سند که نشان‌دهنده فعالیت جاسوسی شوروی در کانادا، بریتانیا و ایالات متحده بود، تقاضای پناهندگی نمود. ماجرای گوزنکو چهره شوروی را در نظر غرب تغییر داده و از دوست به دشمن تبدیل کرد. افراد زیادی این رویداد را به عنوان آغاز جنگ سرد می‌دانند.
تحلیل‌گران اقتصادی مانند ویلیام اپلمن ویلیامز بر توسعه‌طلبی اقتصادی ایالات متحده به عنوان ریشه جنگ سرد تاکید می‌کنند.
یک عامل سوم که در جنگ جهانی دوم به عنوان مسئله جدید در امور جهان مطرح شد، مساله کنترل موثر انرژی هسته‌ای در سطح دنیا بود؛ در سال ۱۹۴۶ شوروی پیشنهاد ایالات متحده برای چنین کنترلی را رد کرد؛ این پیشنهاد توسط برنارد باروش وبر اساس نسخه اولیه گزارش که توسط دین آنکسون و دیوید لیلینتال نوشته شده بود، تنظیم شد؛ دلیل رد آن این بود که این گزارش اصل حاکمیت ملی را تضعیف می‌کند.

 

The_Cold_War2

 

سازماندهی مجدد جهانی

در این دوره جنگ سرد آغاز شد (۱۹۴۷) و تا تغییر رهبران هر دو ابرقدرت از ترومن به آیزن هاور در ایالات متحده و از استالین به خروشچف در شوروی سابق ادامه یافت.
رویدادهای این دوره عبارت‌اند از: نظریه ترومن، برنامه مارشال، محاصره برلین، کمک رسانی به مردم برلین از طریق پل هوایی، انفجار اولین بمب اتمی شوروی سابق، تشکیل ناتو و پس از آن پیمان ورشو، تشکیل آلمان غربی وآلمان شرقی، نامه استالین برای اتحاد مجدد آلمان‌ها و عدم مداخله ابر قدرت‌ها در اروپای مرکزی، جنگ داخلی چین و جنگ کره.
هدف از طرح مارشال آمریکا این بود که اقتصاد اروپا را پس از ویرانی‌های جنگ جهانی دوم بازسازی کند تا از محبوبیت سیاسی چپ‌های تندرو جلوگیری نماید. در اروپای غربی، کمک اقتصادی به کمبود دلار پایان داد، به سرمایه‌گذاری خصوصی برای بازسازی بعد از جنگ شتاب بخشید و از همه مهم‌تر روش‌های مدیریت جدیدی را به‌وجود آورد. این طرح در ایالات متحده باعث حذف انزواطلبی دهه ۱۹۲۰ و اتحاد اقتصادی آمریکای شمالی و اروپای غربی شد.

گسترش اختلاف و بحران

این دوره از تغییر رهبران هر دو کشور در سال ۱۹۵۹ آغاز شد و تا بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲ ادامه یافت. حوادث اصلی این دوره عبارت‌اند از : انقلاب ۱۹۵۶ مجارستان، ساختن دیوار برلین در سال ۱۹۶۱ و بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲. به ویژه در جریان بحران موشکی کوبا (هنگامی که شوروی موشک‌های میان برد بالیستیک را در کوبا نصب کرد و آمریکا خواهان خروج بی قید و شرط آنها شد) جهان در آستانه یک جنگ جهانی (هسته‌ای) دیگر قرار گرفت.

کاهش تنش، ویتنام و نظریه برژنف

پس از بحران موشکی کوبا ایالات متحده و شوروی سابق برای کاهش دشمنی‌ها چند گام مقدماتی برداشتند؛ از جمله نصب خط ارتباطی " هات لاین ( در مخابرات به خط تلفنی مستقیم بین دو نقطه گفته می‌شود که با برداشتن گوشی در هر کدام از طرفین، بدون شماره گیری، بلافاصله طرف مقابل زنگ می‌خورد ) بین واشنگتن و مسکو در سال ۱۹۶۳ که در آن زمان ليندون بنيز جانسون: از ۲۲ نوامبر ۱۹۶۳ تا ۲۰ ژانويه ۱۹۶۹ که معاون جان اف. كندی بود كه با مرگ وی جانشين او شد رئیس جمهور آمریکا بود و برژنف رئیس جمهور شوروی بود. و امضای پیمان منع آزمایش‌های هسته ای در همان سال. اما افزایش خصومت‌ها در ویتنام پس از حادثه خلیج تانکین در سال ۱۹۶۴ که منجر به یورش گسترده نیروی زمینی آمریکا در سال ۱۹۶۵ و تهاجم شدید هوایی به ویتنام شمالی شد، گویای این واقعیت بود که کاهش تنش بین دو ابرقدرت دوام زیادی ندارد.
پس از آزادی‌های سیاسی در چکسلواکی در سال ۱۹۶۸ که به بهار پراگ مشهور است، در اوت همان سال پیمان ورشو به چکسلواکی حمله کرد که معرف یک نظریه جدید به نام نظریه برژنف بود. شوروی سابق به خود حق داد که ثبات رژیم‌های متحد یا تحت سلطه خود را حفظ کند و در صورت لزوم از زور استفاده نماید.

بهبود روابط و آشتی

مشخصه اصلی دوره آشتی در جنگ سرد، میانجیگری و آرامش نسبی بود. در صلح‌آمیزترین تلاش صدراعظم آلمان (ویلی برانت) در طول دوره حکومت خود در جمهوری فدرال آلمان سیاست خارجی موسوم به سیاست شرقی (Ostpolitic) را گسترش داد. اگون بهر معمار این طرح ومشاور برانت این سیاست را با عنوان " تغییر و ایجاد روابط حسنه " سازماندهی کرد.
این مقدمات به پیمان ورشو بین لهستان و آلمان غربی (که در ۷ دسامبر ۱۹۷۰ امضا شد )، توافق چهارجانبه یا توافق چهار قدرت در برلین بین ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه و شوروی (که در ۳ دسامبر ۱۹۱۷ امضا شد) و تعدادی توافق‌نامه بین آلمان غربی و شرقی از جمله پیمان اصلی ۲۱ دسامبر ۱۹۷۲ منجر شد.
همان گونه که برکنار کردن والتر اولبریخت توسط اریک هانکر رهبر آلمان شرقی در ۳ مه ۱۹۷۱ نشان می‌دهد، محدودیت‌هایی برای آشتی وجود داشت.

مسابقه فضایی

با آغاز جنگ سرد تسخیر فضا به‌عنوان نمادی از پیشرفت یکی از دو بلوک مطرح شد و مسابقهٔ فضایی شکل گرفت. اتحاد شوروری در ۱۲ آوریل ۱۹۶۱ با فرستادن یوری گاگارین به فضا نخستین برندهٔ این مسابقه بود و آمریکا ۹ سال بعد در ۱۷ ژوئیه ۱۹۶۹ با قدم گذاشتن نیل آرمسترانگ بر ماه پایان دهندهٔ آن.
 

Cold_War_Map_1980_svg

وضعیت روابط متنوع جنگ سرد در سال ۱۹۸۰
 
جنگ سرد دوم
در فاصله زمانی میان تجاوز شوروی سابق به افغانستان در دسامبر ۱۹۷۹ و به قدرت رسیدن میخائیل گورباچف در شوروی در مارس ۱۹۸۵، روابط بین ابرقدرت‌ها پس از آشتی دهه ۱۹۷۰ به «سردی» گرائید. به دلیل افزایش تنش بین بلوک شرق و غرب گاهی به این دوره «جنگ سرد دوم» می‌گویند. حمله سال ۱۹۷۹ شوروی سابق به افغانستان برای پشتیبانی از رژیم کمونیستی نوپای این کشور موجب واکنش بسیاری از کشورها و تحریم گسترده بازیهای المپیک ۱۹۸۰ مسکو توسط بسیاری از کشورهای غربی گردید. تجاوز شوروی منجر به درگیری طولانی چریک‌های مسلمان (تحت حمایت ایالات متحده و کشورهای دیگر) با ارتش شوروی شد که تا پایان دهه ۱۹۸۰ ادامه داشت.
در سال ۱۹۷۹ متحدین ناتو که از استقرار موشک‌های هسته‌ای میان‌برد اس‌اس-۲۰ نگران بودند توافق کردند که به مذاکرات محدودسازی جنگ‌افزار راهبردی ادامه دهند تا تعداد موشک‌های هسته‌ای مورد استفاده را محدود کنند؛ درعین حال آنها تهدید کردند که اگر مذاکرات شکست بخورد، ۵۰۰ دستگاه موشک کروز و «پرشینگ II » را در آلمان غربی و هلند مستقر می‌کنند. این مذاکرات به شکست محکوم شد. استقرار برنامه ریزی شده «پرشینگ II» با مخالفت شدید و گسترده افکار عمومی اروپا مواجه شد و درچند کشور اروپایی تظاهرات بی‌سابقه‌ای رخ داد. موشک‌های «پرشینگ II» از ژانویه ۱۹۸۴ در اروپا مورد استفاده قرار گرفتند. استفاده از آنها در آغاز اکتبر ۱۹۸۸ متوقف شد.
نومحافظه‌کاران علیه سیاست‌های زمان نیکسون وجیمی کارتر در قبال شوروی سابق موضع گرفتند. بسیاری از آنها که با سناتور جنگ‌طلب دمکرات به نام هنری اسکوپ جکسون) همراه شده بودند، به رئیس جمهور ( کارتر) فشار آوردند که از موضع مقابله با شوروی برخورد کند. آنها درنهایت خود را با رونالد ریگان و جناح محافظه‌کار جمهوری‌خواهان که به جلوگیری از گسترش شوروی متعهد شده بودند، هماهنگ نمودند.
انتخاب مارگارت تاچر به عنوان نخست وزیر بریتانیا در سال ۱۹۷۹ و به دنبال آن انتخاب رونالد ریگان به عنوان رئیس جمهور آمریکا در سال ۱۹۸۰، باعث به قدرت رسیدن دو جنگجوی سرد سرسخت در رأس رهبری دنیای غرب شد.
دیگر رخدادهای مهم این دوره که بر جنگ سرد تأثیر گذاشتند شامل ابتکار دفاع راهبردی و اتحادیه تجاری سولیداریتی بودند.

پایان جنگ سرد

این دوره با به قدرت رسیدن میخائیل گورباچف به عنوان رهبر شوروی سابق در سال ۱۹۸۵ آغاز شد و تا فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ ادامه یافت. رویدادهای این دوره عبارت‌اند از: حادثه چرنوبیل در سال ۱۹۸۶، پاییز ملت‌ها که شامل سقوط دیوار برلین در سال ۱۹۸۹ بود، عملیات کودتای ۱۹۹۱ شوروی سابق و سقوط شوروی در سال ۱۹۹۱. دیگر حوادث این دوره شامل پیاده سازی سیاست‌های گلزناست و پرسترویکا (بازسازی )، نارضایتی عمومی از جنگ شوروی در افغانستان و آثار اقتصادی سیاسی حادثه چرنوبیل در سال ۱۹۸۶ می‌باشد. با به قدرت رسیدن گورباچف تنش‌های شرق و غرب به سرعت کاهش یافت.
پس از درگذشت پیاپی سه رهبر پیر شوروی از سال ۱۹۸۲، پولیتبورو (مهم‌ترین کمیته تصمیم‌گیری حزب کمونیست) گوباچف را به عنوان رئیس حزب کمونیست برگزید و نسل جدیدی از رهبری به وجود آمد. در دوره گورباچف فن‌سالاران نسبتاً جوان به سرعت قدرتمند شدند، به آزادسازی اقتصادی و سیاسی شتاب بخشیدند و به ترویج روابط صمیمانه و بازرگانی با غرب پرداختند.
دراین میان ریگان در دوره دوم ریاست جمهوری خود در سال ۱۹۸۵ در ژنو ودر سال ۱۹۸۶ در ریکیاویک با گورباچف دیدار کرد و نومحافظه‌کاران را شگفت زده نمود؛ موضوع دیدار دوم گفت‌وگو درباره کاهش زرادخانه‌های موشکی میانی در اروپا بود. این گفت‌وگوها به شکست انجامید. پس از آن سیاست‌مداران شوروی هشدارهای دولت ریگان را مبنی بر تبدیل مسابقه جنگ‌افزاری به یک هزینه بزرگ برای شوروی پذیرفتند. هزینه‌های مسابقه جنگ‌افزاری جنگ سرد از یکسو، و افزایش تقاضا برای مجموعه بزرگی از کمک‌های خارجی و نظامی از سوی هم‌پیمانان سوسیالیست‌ها از سوی دیگر، تلاش‌های گورباچف را برای تقویت تولید کالاهای مصرف‌کنندگان و اصلاح اقتصادی در وضعیت بسیار حساس و پرمخاطره‌ای قرار داد.
درنتیجه یک رویکرد دوگانه همکاری با غرب و بازسازی اقتصادی (پروسترویکا) و آزادی انتقاد (گلزناست) در داخل کشور اتخاذ گردید و سرانجام باعث شد که گورباچف نتواند کنترل مرکزی بر ایالت‌های عضو پیمان ورشو را تقویت کند. بنابراین در سال ۱۹۸۹ دولت‌های کمونیست اروپای شرقی یک به یک سرنگون شدند. در لهستان، مجارستان و بلغارستان اصلاحات دولت (در مورد لهستان این اصلاحات زیر فشار سولیداریتی انجام شد ) باعث پایان صلح‌آمیز حاکمیت کمونیست‌ها و استقرار دمکراسی شد. تظاهرات گسترده در آلمان شرقی و چکسلواکی باعث سرنگونی کمونیست‌ها در این دو کشور گردید و دیوار برلین در ۹ نوامبر باز شد. در رومانی یک قیام عمومی باعث سرنگونی رژیم نیکولای سیشسکو در اواسط دسامبر و اعدام او در ۲۵ دسامبر ۱۹۸۹ شد.
تاریخ‌دانان غربی بیشتر بر این باورند که از علل عمده مرگ اتحاد جماهیر شوروی صرف هزینه‌های سنگین در فناوری نظامی بود که شوروی در پاسخ به افزایش توان نظامی ناتو در دهه ۱۹۸۰ آن را ضروری می‌دانست. این مورخان تاکید می‌کنند که تلاش‌های شوروی سابق برای عقب نماندن از هزینه‌های نظامی ناتو باعث شکست اقتصادی گسترده و ورشکستگی اقتصاد شوروی شد. تخمین زده شده‌است که شوروی در زمینه فناوری رایانه یک دهه از غرب عقب بود وهر سال این فاصله بیشتر می‌شد. منتقدان اتحاد جماهیر شوروی معتقدند که فناوری نظامی رایانه‌ای با چنان سرعتی درحال پیشرفت بود که شوروی حتی با فدا کردن بیشتر اقتصاد ضعیف غیر نظامی خود نمی‌توانست با آن رقابت کند.
به نظر منتقدان مسابقه جنگ‌افزاری (هم هسته‌ای و هم سنتی) برای اقتصاد واپس‌مانده شوروی بسیار سنگین بود. در واقع خود گورباچف تصریح می‌کند که هزینه‌های دفاعی یک دلیل عمده اعمال اصلاحات در شوروی بود و می‌گوید: «من فکر می‌کنم همه ما و به خصوص شوروی جنگ سرد را باختیم. هر یک از ما ۱۰ تریلیون دلار هزینه کردیم». به همین دلیل بسیاری از محافظه کاران از رئیس جمهور رونالد ریگان به عنوان مردی یاد می‌کنند که از طریق گسترش رقابت جنگ‌افزاری و پس از آن دیپلماسی با گورباچف جنگ سرد را به طور غیر مستقیم برد.
شوروی سابق کمک زیرساختی کمی برای ماهواره‌های خود در اروپای شرقی در نظر گرفت، اما آنها کمک‌های نظامی گسترده‌ای به صورت نقدی، مواد و کنترلی به آنها می‌رساندند. تکیه شوروی بر اقتصاد ناکارآمد نظامی باعث مشکلات بعدی در سازگاری مجدد پس از سرنگونی کمونیسم گردید.
سقوط اتحاد جماهیرشوروی باعث کاهش ناگهانی و فوق العاده تعداد جنگ‌ها، جنگ‌های بین کشورها، جنگ‌های نژادی، جنگ‌های انقلابی و شمار پناهندگان و آوارگان و افزایش کشورهای دمکراتیک شد. پیش از فروپاشی شوروی الگوی معکوسی وجود داشت.

 

cold war

 

فناوری

یک ویژگی اصلی جنگ سرد، مسابقه جنگ‌افزاری میان کشورهای عضو پیمان ورشو و کشورهای عضو ناتو بود این رقابت منجر به کشف‌های علمی عمده در زمینه‌های فناوری و نظامی شد.
برخی از پیشرفت‌های انقلابی خاص، در حوزه سلاح‌های هسته‌ای و راکت انجام شد که منجر به مسابقه فضایی گردید (بسیاری از راکت‌هایی که برای فرستادن انسان‌ها و ماهواره‌ها به کار می‌رفتند در اصل برمبنای طراحی‌های نظامی این دوره ساخته شده بودند.)
حوزه‌های دیگری که در آن مسابقه جنگ‌افزاری رخ داد عبارت‌اند از : جنگنده‌های جت، بمب افکن‌ها، سلاح‌های شیمیایی، سلاح‌های بیولوژیک، جنگ افزار ضد هوایی، موشک‌های زمین به زمین ( شامل اس آر بی ام‌ها )، موشک‌های ضد بالیستیک، سلاح‌های ضد تانک، زیردریایی‌ها، جنگ افزارهای ضد زیردریایی، موشک‌های بالیستیک پرتاب شونده از زیردریایی، هوش الکترونیکی، هوش سیگنال‌ها، هواپیمای شناسایی، ماهواره‌های جاسوسی.

تضمین نابودی دو طرف

یکی از ویژگی‌های اصلی مسابقه جنگ‌افزاری هسته‌ای ( به خصوص پس از استفاده گسترده از آی سی بی ام‌های هسته‌ای با این فرض غلط که بمب افکن دارای خدمه به طور مرگباری در مقابل موشک‌های زمین به هوا/اس ای ام آسیب پذیر هستند) مفهوم ترس از «نابودی تضمین شده» و بعداً نابودی تضمین شده هر دوطرف یا MAD بود.
مفهوم این ایده این بود که بلوک غرب به بلوک شرق حمله نمی‌کند و برعکس؛ چرا که هر دو طرف برای نابودی کامل طرف دیگر و غیر قابل سکونت کردن سیاره زمین به اندازه کافی جنگ‌افزار هسته‌ای دارند. بنابراین آغاز حمله از سوی هر دو طرف به معنای خودکشی بود و درنتیجه هیچ کس این کار را انجام نمی‌داد. با افزایش تعداد و دقت سامانه‌های آفندی به ویژه در مراحل نهایی جنگ سرد، امکان‌پذیری نظریه اولین حمله، نظریه خودداری را ضعیف کرد. هدف اولین حمله این است که نیروهای هسته‌ای دشمن را به اندازه‌ای تضعیف کند که پاسخ تلافی‌جویانه زیان‌های «قابل قبولی » داشته باشد.

اطلاعات جاسوسی

نیروهای نظامی کشورهای درگیر، به ندرت به طور مستقیم در جنگ سرد شرکت می‌کردند؛ این نبرد بیشتر توسط آژانس‌های اطلاعاتی مانند سیا (آمریکا)، MI6 (انگلستان)، سرویس اطلاعات فدرال (آلمان غربی)، استاسی (آلمان شرقی) و کاگ‌ب (شوروی) انجام می‌شد.
از توانایی‌های اشلون (سازمان اطلاعاتی مشترک ایالات متحده و انگلستان که در جنگ جهانی دوم ایجاد شد) برضد شوروی، چین، و هم‌پیمانان آنها استفاده می‌شد.
بر پایه گفته‌های سیا بیشتر فناوری‌های کشورهای کمونیست شامل تقلیدهایی از فرآورده‌های غربی بود که آنها را به طور قانونی خریداری یا از طریق یک برنامه جاسوسی گسترده تهیه کرده بودند.کنترل شدید تر صادرات فناوری غربی از طریق COCOM و عرضه فناوری معیوب به دلال‌های کمونیست پس از کشف پرونده فیرول در سرنگونی بلوک کمونیسم نقش داشت.

نتایج

اگرچه جنگ سرد باعث پیشرفت انواع گوناگون فناوری شد و هم‌چنین بیزاری بسیاری را از واژه «جنگ» برانگیخت، باعث هدر رفتن منابع مالی بسیار و کشته شدن میلیون ها انسان شد.

منبع : وکیپدیا


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم آذر 1390 توسط علی
تيپ ‌٢٧ حضرت محمدرسول‌الله (ص) در هفدهم بهمن ‌١٣٦٠ به فرمان‌دهي "حاج احمد متوسليان" به جرگه يگان‌هاي رزمي سپاه پيوست تيپ در همان اوايل تأسيس آماده شد تا در عمليات بزرگ "فتح‌المبين" نقشي كليدي ايفا نمايد.
اين تيپ با ‌٩ گردان مأموريت يافت تا با نفوذ در عمق مواضع دشمن،توپ‌خانه سنگين آن‌ها را در ارتفاعات "علي گره زد" از كار بيندازد. در اين عمليات، تيپ ‌٢٧ طي چهار مرحله توانست ضربات سنگيني را در مناطق "تپه چشمه"، "شاوريه"، "بلتاي بالا" و پايين به دشمن بعثي وارد نموده و مناطق وسيعي از سرزمين‌هاي اشغالي را آزاد كند.

دومين عملياتي كه تيپ ‌٢٧ در آن حضور يافت، عمليات "الي بيت‌المقدس" بود كه كمتر از يك ماه پس از عمليات فتح‌المبين طرح ريزي و اجرا شد. در اين عمليات تيپ ‌٢٧ با دوازده گردان پياده ماموريت داشت تا با پيشروي در عمق ‌١٧ كيلومتري خطوط دشمن، خود را به جاده "اهوازـ خرمشهر" رسانده و از آن‌جا به سمت ايستگاه "نيم نود" و "گرمدشت" پيشروي نمايد، اين مأموريت سخت و مشكل با ايستادگي رزمندگان اين تيپ به خوبي انجام گرفت.

در مرحله دوم، تيپ ‌٢٧ با شكستن دژ دشمن در شلمچه، زمينه آزادسازي خرمشهر را مهيا نمود. پس از آن در مرحله سوم عمليات، تيپ ‌٢٧ با بستن راه فرار دشمن در محدوده "نهرخين" آن‌ها را به محاصره در آورد. در آخرين مرحله نيز با مقاومت سرسختانه‌اي در مقابل پاتك‌هاي دشمن، آزادسازي خرمشهر را تثبيت نمود.

پس از عمليات پيروزمند "الي بيت‌المقدس" تيپ ‌٢٧ به مأموريت برون مرزي اعزام شد كه در همين مأموريت، سردار دلاور اسلام "حاج احمد متوسليان" به اسارت در آمد.

بازگشت تيپ ‌٢٧ به ايران مصادف بود با انجام مرحله سوم عمليات رمضان به فرمان‌دهي "حاج محمد ابراهيم همت" كه با تمام ساز و برگ‌هايش در اين مرحله از عمليات وارد كارزار شد، در نتيجه توانست با شكار تانك‌هاي دشمن در منطقه "پاسگاه زيد" ماشين جنگي عراق را زمين‌گير كند.

پس از عمليات رمضان، تيپ ‌٢٧ با ارتقاء به لشكر، به سمت غرب كشور حركت كرد تا در جبهه مياني وارد عمل شود. عمليات بعدي مسلم بن عقيل (ع) نام داشت كه در منطقه سومار به مرحله اجرا در آمد. در اين عمليات، لشكر ‌٢٧ محمد رسول الله (ص) با نفوذ از محور "گيسكه" و "سلمان كشته" توانست تا چند كيلومتري شهر مندلي عراق پيشروي نموده و ضربات سختي را به دشمن وارد كند.

در مرحله دوم اين عمليات كه به عنوان عمليات "زين‌العابدين(ع)" نام‌گذاري شد، لشكر ‌٢٧ محمد رسول الله (ص) مجددا نوك پيكان عمليات محسوب مي‌شد كه با كشته و زخمي نمودن تعداد قابل توجهي از سربازان دشمن و با اسارت گرفتن تعدادي از آن‌ها توانست ماموريت خود را به نحو احسن انجام دهد.

سفر به رملستان‌هاي "فكه" و دست و پنجه نرم كردن با موانع گسترده طبيعي و مصنوعي، ماموريت بعدي لشكر ‌٢٧ محمد رسول الله (ص) محسوب مي‌شد. عمليات والفجر مقدماتي با هدف نفوذ به عمق مواضع و انهدام نيرو‌هاي دشمن در حد فاصل "تنگه‌ي چزابه" تا "سه راهي فكه" طرح‌ريزي شد. لشكر ‌٢٧، در اين عمليات ماموريت داشت تا با عبور از ميادين وسيع مين و كمين‌هاي دشمن، خود را به جاده "فكه-العماره" رسانده و در خيز دوم به مجتمع "نفتي بزرگان" عراق دسترسي پيدا كند. در مرحله اول رزمندگان لشكر ‌٢٧ به خصوص گردان‌هاي كميل، انصار الرسول(ص)، حنظله، و عمار ياسر توانستند پاسگاه‌هاي عراقي "رشيديه"، "صفريه" و "طاووسيه" را تصرف نموده و در كانال دوم عراقي‌ها مستقر شوند.

دو ماه پس از عمليات "والفجر مقدماتي"، عمليات "والفجر يك" در منطقه شمال فكه (شرهاني-ابوقريب) آغاز شد. لشكر ‌٢٧ در اين عمليات ماموريت داشت، تا با تصرف ارتفاعات ‌١١٢ –146 و ‌١٤٢ دشمن را مجبور به عقب‌نشيني از مواضع پدافندي خود نمايد. يك هفته جنگ بي امان و شبانه‌روزي در حالي به اتمام رسيد كه لشكر ‌٢٧، فرمان‌ده شجاع و دلاور خود "حاج رضا چراغي" را از دست داده بود.

پس از عمليات "والفجر يك"، نظر فرماند‌هان جنگ به سمت جبهه‌هاي غرب معطوف شد. از اين رو منطقه "شاخ‌شميران" و "بمو" براي اجراي عمليات بعدي در نظر گرفته شد. قبل از انجام اين عمليات، لشكر ‌٢٧ به منظور ادامه عمليات والفجر ‌٣ در منطقه مهران «كله قندي» وارد عمل شد.

از سوي ديگر پس از حدود شش ماه، شناسائي‌هاي طاقت فرسا و دقيق، عمليات "بمو" لغو و كليه يگان‌ها جهت ادامه عمليات "والفجر ‌٤" كه در منطقه عمومي "پنجوين" آغاز شده بود به آن منطقه اعزام شدند. در مرحله سوم اين عمليات، لشكر ‌٢٧ محمد رسول‌الله (ص) با هدف تصرف ارتفاعات ‌١٩٠٤- ‌١٩٠٠- ‌١٨٦٦ "كاني مانگا" و "دشت پنجوين" وارد عمل شد.

رزمندگان لشكر ‌٢٧، بر روي ارتفاعات كاني مانگا، جنگ سختي را با دشمن آغاز كردند. جنگي كه نزديك بيست روز به طول انجاميد، بيست روز جنگ بي‌امان با دشمني تا دندان مسلح. در اين عمليات نيز لشكر ‌٢٧ مانند ديگر عمليات‌ها چندين سردار دلاور خود را از دست داد. سرداراني چون: اكبر حاجي‌پور، اصغر رنجبران، مهدي خندان، ابراهيم معصومي و …

پس از خاتمه عمليات والفجر ‌٤، بار ديگر نيروهاي اسلام به سمت جنوب آمدند تا در "هورالهويزه" عمليات بزرگي را تدارك ببينند. عمليات آبي ـ خاكي خيبر در منطقه عمومي "طلائيه ـ جفير" آغاز شد. لشكر ‌٢٧ در اين عمليات مأموريت داشت تا در يك جبهه، با شكستن دژ مستحكم عراق در منطقه طلائيه و در جبهه‌اي ديگر با نفوذ به جزاير مجنون، دشمن را در حلقه محاصره خود قرار دهد. جنگ سختي بين رزمندگان اسلام و دشمن درگرفت. جنگي كه پانزده روز به طول انجاميد و عاقبت با شهادت فرمانده دلاور و محبوب لشكر ‌٢٧ شهيد "حاج محمد ابراهيم همت" به تثبيت مواضع خودي انجاميد.

عمليات خيبر تجربه خوبي بود تا بتوان عمليات‌هاي آينده را هم طرح‌ريزي كرد، از اين رو طرح عمليات آبي ـ خاكي ديگري ريخته شد. در آخرين روزهاي سال ‌١٣٦٣، "عمليات بدر" در منطقه‌ي "شرق دجله" آغاز شد. در اين عمليات، لشكر ‌٢٧ به فرمان‌دهي "حاج عباس كريمي" مأموريت داشت تا در حد مياني عمليات، ضمن عبور از آب‌راه هور، خود را از جزيره جنوبي به جزيره شمالي مجنون رسانده و از آن‌جا با نفوذ به عمق مواضع دشمن در دشت "الهاله" و رودخانه "دجله" بر بزرگراه "العماره ـ بصره" تسلط پيدا كند. در اين عمليات نيز مانند ديگر عمليات‌ها سنگيني و فشار دشمن، بر رزمندگان لشكر ‌٢٧ محمد رسول الله (ص) وارد مي‌شد، به طوري ‌كه وضعيت به مرحله‌اي رسيد كه فرمان‌ده و معاون لشكر با "آرـ پي ـ جي هفت" به شكار تانك‌هاي دشمن پرداختند. با شهادت حاج عباس كريمي، فرمان‌ده لشكر ‌٢٧، اين نبرد نا برابر نيز به پايان رسيد.

يازده ماه پس از عمليات بدر، عمليات عظيم "والفجر‌٨" با عبور رزمندگان اسلام از رودخانه عظيم "اروندرود" شروع شد. در اين عمليات، لشكر ‌٢٧ مأموريت داشت تا از "جاده فاوـ ام‌القصر" به سمت مواضع نيروهاي عراقي پيشروي نمايد. در مرحله اول عمليات، شهر فاو، تمام حيثيت و آبرويشان به فنا رفته بود، هر چه در چنته داشتند رو كردند تا بلكه بتوانند مواضع از دست رفته را باز پس بگيرند. اما استقامت و پايداري نيروهاي اسلام‌ بالاخص رزمندگان لشكر ‌٢٧ در محور "ام‌القصر" باعث شد تا دشمن نتواند به اهداف خود دست يابد.عاقبت، اين نبرد نابرابر نيز پس از هشتاد روز مقاومت و ايثار رزمندگان اسلام و عقب نشيني دشمن به پايان رسيد.

پس از عمليات "والفجر ‌٨" عراق در يك حركت تبليغاتي و به منظور دادن روحيه به نيروهاي خود، دست به اقداماتي زد كه آن را "پدافند متحرك" ناميد. در اين عملياتها عراق توانست بر بعضي از مناطق استراتژيك، از جمله شهر مهران دست پيدا كند. با سقوط شهر مهران، امام عزيز، با دم مسيحايي خود در كالبد رزمندگان دميدند و فرمودند كه مهران بايد آزاد شود. در دهم تير ماه ‌١٣٦٥، عمليات كربلاي يك با هدف آزادسازي شهر مهران از چند محور شروع شد. لشكر ‌٢٧ با در اختيار داشتن چندين گردان آماده، مأموريت پيدا كرد تا با گذشتن از خط دشمن، ضمن عبور از رودخانه فصلي "گاوي"، "ده بهروزان" و چندين رده خط پدافندي دشمن، خود را به ارتفاعات "قلاويزان" برساند. اين عمليات نيز با موفقيت كامل انجام گرفت و منجر به آزادسازي شهر مهران گرديد. در اين عمليات، قائم مقام لشكر‌٢٧، "حاج سيد محمد رضا دستواره" به خيل شهدا پيوست.

پس از عمليات كربلاي يك و تا قبل از شروع عمليات كربلاي ‌٥، لشكر ‌٢٧ مسئوليت پدافند از خط مهران را نيز بر عهده داشت. با اعزام سپاهيان محمد (ص) به جبهه‌ها و تكميل گردان‌ها، لشكر ‌٢٧ مأموريت پيدا كرد تا نقش كليدي در عمليات بزرگ كربلاي ‌٥، ايفاء نمايد.

گردان‌هاي لشكر ‌٢٧، در گام اول با هدف دستيابي به كانال "پرورش ماهي"، رسيدن به جاده "شلمچه ـ بصره" و بستن عقبه دشمن از سمت كانال زوجي از قلب مواضع نيروهاي دشمن، پيشروي خود را شروع كرده و با پشت سر گذاشتن مواضع وسيع و غيرقابل نفوذ دشمن در شلمچه توانستند به اهداف اوليه عمليات دست يابند. از طرف ديگر دشمن بعثي، با احساس خطر از نفوذ رزمندگان اسلام، اقدام به پاتك‌هاي سنگين زرهي نمود به طوري كه آتش توپ‌خانه و هواپيماهاي دشمن لحظه‌اي قطع نمي‌شد. فشار تانك‌هاي پيشرفته دشمن به حدي بود كه يگان‌هاي مجاور لشكر ‌٢٧، مجبور به ترك مواضع خود شدند. از اين رو نيروهاي لشكر ‌٢٧ در يك منگنه فشار قرار‌گرفته و با تمام توان خود به مقابله با پاتك‌هاي دشمن پرداختند.

در مرحله تكميلي كربلاي ‌٥ قرار شد رزمندگان لشكر ‌٢٧ با تصرف دژهاي "نوني شكل" ماشين جنگي عراق را در شلمچه از كار بيندازند كه در اين مرحله متحمل فشارهاي سنگين زرهي دشمن شدند. در مجموع، عمليات "كربلاي ‌٥" كه از ‌١٩/١٠/٦٥ شروع شده بود، با انجام عمليات "كربلاي ‌٨" تا نيمه دوم فروردين ‌١٣٦٦ به طول انجاميد.

نزديك به يك‌صد روز جنگ بي ‌امان ادامه داشت تا اين كه با تثبيت مواضع رزمندگان اسلام و تشكيل خط پدافندي، اين نبرد سنگين هم به پايان رسيد. در اين عمليات حاج عليرضا نوري، قائم مقام فرمان‌دهي لشكر به همراه تعداد زيادي از فرمان‌دهان و معاونين گردان‌ها به شهادت رسيدند.

در مردادماه ‌١٣٦٦، لشكر ‌٢٧ مجدداَ جهت انجام عمليات، راهي منطقه غرب كشور شد تا در عمليات "نصر‌٧" حضور پيدا كند. در اين عمليات، مأموريت لشكر ‌٢٧، تصرف يال "دوپازا" و تثبيت ارتفاعات دوپازا بود كه به نحو احسن انجام گرفت. شركت در عمليات سخت و طاقت فرساي "بيت‌المقدس‌٢"، در منطقه ماووت، دست و پنجه نرم كردن با دشمن در سرماي چندين درجه زير صفر منطقه "دلبشك" و "سيد صادق" مأموريت ديگري بود كه لشكر ‌٢٧، آن را نيز به انجام رساند.

ارتفاعات سرسبز "شاخ شميران" عراق، در اولين روزهاي بهاري سال ‌١٣٦٧ ميزبان دريادلان بسيجي بود تا در رزمي ديگر پنجه در پنجه دشمن اندازند. تصرف ارتفاعات "شاخ شميران"، "شاخ سورمر"، "تيمورژنان" و "سد دربندي خان" از اهداف اين عمليات بود كه طي چندين روز جنگ بي‌امان به پايان رسيد.

بعد از عمليات "بيت‌المقدس‌٤" عراق با تقويت سازمان رزم خود، به انجام عمليات‌هاي محدود براي بازپس گيري مناطقي كه در تصرف ايران بود اقدام كرد و بعضاَ هم موفق شد. عراق توانست فاو، مجنون، شلمچه‌، فكه و… را باز پس بگيرد.

جهت مقابله با پيشروي‌هاي دشمن، طرح عمليات "بيت‌المقدس‌٧"، در منطقه پاسگاه "زيدـ كوت سواري" ريخته شد، كه بلافاصله هم به مرحله اجرا درآمد. در بيستم خرداد ‌١٣٦٧، لشكر ‌٢٧ مأموريت پيدا كرد تا با عبور از "كانال ادب"، خود را به كانال پرورش ماهي، در منطقه شلمچه برساند.

چند روز پس از اين عمليات، دشمن پاتك سنگيني را در منطقه "ابو قريب" آغاز كرد. جهت مقابله با دشمن، رزمندگان "گردان عمار ياسر" به همراه سردار دلاور اسلام "حاج غلامرضا صالحي" به منطقه اعزام شدند كه پس از نبردي شديد، عاقبت با شهادت تعدادي از رزمندگان گردان عمار ياسر و سردار دريا دل و باصفا، "حاج غلامرضا صالحي"، قائم مقام فرمان‌دهي لشكر، دشمن به عقب رانده شد.

در آخرين روزرهاي تيرماه‌١٣٦٧، با پذيرش قطعنامه ‌٥٩٨ از سوي جمهوري اسلامي ايران، استكبار جهاني و به خصوص عراق در يك بن بست استرتژيكي قرار گرفته و به قولي خلع سلاح شدند. آن‌ها به تصور اين‌ كه ايران، توان رزمي‌اش را از دست داده و همين امر باعث شده تا قطعنامه ‌٥٩٨ را بپذيرد، بر آن شدند تا با هجوم گسترده ديگري، ايران را از پاي درآورند. از همين رو نيروهاي فريب خورده منافقين با تجهيز و جمع‌آوري كليه نيروهاي خود از اقصي نقاط دنيا، اقدام به انجام عملياتي براي اشغال شهرهاي غرب كشور به منظور پيشروي و تصرف تهران نمودند. از سوي ديگر نيروهاي تقويت شده عراق، با حمله گسترده ديگري ضمن عبور از مرزهاي جنوبي تا ‌٢٠ كيلومتري اهواز پيشروي نموده و درصدد برآمدند تا شهرهاي خرمشهر ـ آبادان و حتي اهواز را به اشغال خود در آوردند كه بار ديگر نهيب حيدري امام خميني (ره) به مدد اين كشور آمد و با فرمان ايشان، سيل نيروهاي مردمي به سوي جبهه‌هاي نبرد هجوم آوردند. به گونه‌اي كه در كمتر از يك هفته، هم منافقين و هم نيروهاي عراقي را تا پشت مرزهاي بين‌المللي به عقب راندند.

در اين مقطع نيز لشكر‌٢٧، با گسيل بخشي از نيروهاي خود براي مقابله با توطئه منافقين و بخشي ديگر جهت مقابله با نفوذ عراق در منطقه شلمچه، نقش چشم‌گيري در سركوبي اين توطئه‌ها ايفا نمود.

با پذيرش قطعنامه ‌٥٩٨، از سوي طرفين و مشخص شدن آتش بس، عملاَ جنگ به اتمام رسيد، اما لشكر ‌٢٧ تا دو سال پس از جنگ نيز مأموريت پدافند از منطقه "پاسگاه زيد" را بر عهده داشت.

علاوه بر مأموريت پدافند از منطقه، كار تفحص و جستجوي پيكرهاي مطهر شهدا، نيز از جمله اقداماتي بود كه لشكر ‌٢٧ پس از اتمام جنگ به آن اهتمام ورزيد و تا كنون آن را ادامه داده، كه در اين مسير نيز شهدايي را تقديم كرده است و ثمره آن، كشف پيكر بيش از پنج هزار شهيد گرانقدر بوده است.

افزون بر مأموريت‌هاي رزمي، لشكر ‌٢٧ محمد رسول‌الله(ص) پس از پايان جنگ در سنگر سازندگي، به فعاليت پرداخت كه در اين راستا، شركت در ساخت بزرگراه تهران ـ ساوه، سد عظيم كرخه و … را مي‌توان نام برد.

در مجموع مي‌توان گفت: لشكر پرافتخار محمد رسول الله (ص) در طول هشت سال دفاع مقدس و شركت در چندين عمليات بزرگ و عاشورايي، چهار فرمان‌ده لشكر، شش قائم مقام لشكر، دو رئيس ستاد، ده فرمان‌ده تيپ، بيش از يكصد و پنجاه فرمان‌ده و معاون گردان و هزاران نيروي سپاهي و بسيجي تقديم انقلاب اسلامي نموده است كه هم اكنون نيز با پيروي از رهنمودهاي مقام معظم رهبري در سازمان‌دهي، مديريت، آموزش و انضباط، تعمير و نگهداري، پشتيباني و سازمان‌دهي هزاران نفر از بسيجيان، لشكر مصمم است تا راه خونين شهداء را ادامه دهد.


برگرفته از centralclubs.com


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم آذر 1390 توسط علی
از اواخر قرن ۱۹میلادی که سطح فناوری بشر به حدی رسید که کشتی های زیردریایی کاربرد امنیتی و نظامی پیدا کردند،تا کنون که تکنولوژی قرن۲۱ زیردریایی ها را به داستان های علمی تخیلی شبیه تر کردندزمان زیادی گذشته و زیر دریایی در این مدت وسیله مبتنی بر خلاقیت ساده به یکی از وهم انگیزترین وسائل تبدیل شده است.کلاس های زیردریایی دیزل-الکتریکدر جهان را که از سالها پیش در خدمت نیروی دریایی کشورمان نیز هست معرفی می کنیم:
 
طراحي
 
زیر دریایی روسی کلاس"کیلو" به وسیله دفتر طراحی‌های دریایی روبین واقع در "سن پترزبورگ"  طراحی و نخستین بار در اوایل دهه 1980 میلادی وارد خدمت شد. پس از تولید اولیه، در مراحل بعدی انواع زیادی از این نوع زیر دریایی توسط روس ها تولید شد و آخرین نوع  تولید شده این زیردریایی،  877EKM و نوع 636 است که در کارخانه کشتی‌سازی "آدمیرالتی‌" در سن پترزبورگ ساخته شدند.هدف اصلی روسها از ساخت این زیردریایی غافلگیری و شناسایی کشتی های دشمن در آبراهه ها و تنگه ها و مناطقی بود که زیردریایی های بزرگ جثه اتمی یا قادر به تردد در آن نبودند و یا به سختی در آن تردد می کردند و به همین دلیل تصمیم به ساخت زیردریایی با ابعاد کوچکتر که در عین ابعاد کوچکتر بتواند از تسلیحات دیگر زیردریایی ها نیز استفاده کند گرفتند . ( بی شک این زیردریایی با این خصوصیات بهترین گزینه برای تردد در آبهای خلیج همیشه فارس خواهد بود که دارای مناطق کم عرض و کم عمق زیادی است ). این زیردریایی ها قادر به عملیات در سکوت محض هستندو چنین پنداشته می شود که مدل بهسازی شده ان (۶۳۶) یکی از بی صداترین زیر دریایی های جهان باشد.
 
 
زیر دریایی روسی کلاس
 
 
 
 
در حقیقت زیردریایی 636 مدل پیشرفته و توسعه یافته 877EKM است . این مدل دارای مشکلات زیادی بود که با رفع و بهبود انها مدل کیلو ساخته شد .مشکل اصلی طراحان در ابتدای طراحی بزرگی و در نتیجه سنگینی این زیردریایی به عنوان یک زیردریایی دیزلی بود که منجر به افزایش قدرت در موتور ان گردید .
به دنبال این افزایش قدرت ، سرعت و میزان برد زیردریایی افزایش قابل توجهی پیدا کرد . ولی با بهبود نقایص تکنیکی و ایزوله کردن کامل بدنه با اینکه قدرت موتورافزایش یافته بود صدای زیردریایی به طور قابل توجهی کاهش پیدا کرده بود . این تغییرات و اصلاحات که ابتدا در مدل 877EKM انجام شد منجر به طراحی زیردریایی جدیدی شد که از روی طرح اولیه 877EKM ساخته شده بود ولی بسیار پیشرفته تر و بهتر عمل می کرد.
اين زير دريايي داراي سيستم جديد آزاد سازي گاز است و بدنه خارجي آن با نوعي كاشي‌ لاستيكي ضد امواج سونار پوشانده شده تا خطر رديابي آن كاهش پيدا كند.
زير دريايي "كيلو" داراي قدرت جابجايي 2300 تن آب به هنگام حركت در سطح و قدرت جابجايي 3950 تن آب به هنگام غوطه‌وري است‌.
سرعت اين زير دريايي به هنگام حركت در سطح آب 5/18 كيلومتر، هنگام غوطه‌وري 5/31 كيلومتر در ساعت و حداكثر عمق غوطه‌وري اين زير دريايي 300 متر ‌است‌.
برد زيردريايي مذكور 9 هزارو 654 كيلومتر در سطح آب (با سرعت 13 كيلومتر) و 5/643 كيلومتر در حالت غوطه‌وري( با سرعت 5/5 كيلومتر) است‌.
 
 
اژدر کیلو
 
 
اژدرها
 
زير دريايي كلاس كيلو داراي 6 لوله پرتاب اژدر 533 ميليمتري و 18 اژدر سنگين است ‌كه معمولاً 6 اژدر در لوله‌هاي پرتاب و 12 اژدر در جايگاه هاي ويژه نگهداري مي‌شوند.
يك دستگاه خودكار سريع، اژدرها را در درون لوله‌هاي پرتاب جاي مي‌دهد و زير دريايي قادر است اژدرها را بطور همزمان عليه دو هدف بكار گيرد.
اين لوله‌ها قادرند اژدرهاي هدف يابي را كه داراي سيستم سونار فعال و هدايتگر تلويزيوني هستند را شليك كنند. اين سيستم به كاربران زير دريايي امكان مي‌دهد كه به طور مستقيم، مسير اژدر را به سوي يك هدف تعيين كنند. وزن اين اژدر 1820 كيلوگرم و وزن سر جنگي آن 205 كيلوگرم است‌.
زير دريايي مذكور همچنين قادر به پرتاب اژدرهاي هدف ياب " "UGSTبا برد 40 كيلومتر و عمق جستجوي 500 متر است‌ اين در حاليست كه از لوله‌هاي پرتاب اژدر زير دريايي "كيلو" مي‌توان براي رها كردن 24 مين دريايي نيز استفاده كرد.
 
موشك ها
 
زير دريايي "كيلو" داراي پرتاب كننده‌اي براي 8 فروند موشك سطح به هواي كوچك از نوع " استرلاـ3" يا "ايگلا" است‌.
اين موشك بوسيله دفتر طراحي‌"فاكل‌" واقع در "كالينينگراد" روسيه توليد مي‌شوند.
 
استرلاـ3 (با نام نات SN-N-8گيملت‌) موشكي با هدايت مادون قرمز اما سنگين‌تر است كه بردي معادل 5 كيلومتر و سرعتي معادل 65/1 برابر سرعت صوت دارد.
شناورهاي "كيلو" هندي همچنين مجهز به موشك‌هاي ضد كشتي "نوواتور" (4) 3M-54E1هستند كه از سيستم موشك روسي "كلاب اس" (Club-S) الگو برداري شده است. برد اين موشك 220 كيلومتر با سر جنگي به وزن 450 كيلوگرم است‌.
برخي گزارش هاي تائيد نشده كه توسط منابع غربي منتشر شده حاكي از مجهز بودن زير دريايي هاي "كيلو" ايران به موشك هاي Club-Sاست‌.
 
 
kilo class
 
 
سونارها
 
اين زيردريايي ها به يك سونار از نوع MGK-400كه امواج منعكس شده از شناورهاي دشمن را دريافت مي‌كند مجهز هستند. به اين ترتيب كه سيگنال‌هاي سونارهاي فعال دشمن را رديابي كرده و امواج ارتباطي زير دريايي را شناسايي مي‌كند.
 
اين سونار داراي يك سيستم كانالي دوگانه است كه باعث كاهش اشتباه در عملكرد و بهبود رديابي امواج مي شود. اين سيستم داراي يك نشانگر بسامد (فركانس‌) جهت آسان كردن شناسايي هدف و همچنين يك رادار فعال با سيستم جداسازي اهداف است‌.
زیردریایی کیلو از نظر شرایط رزمی جزو (ASW) ** ضد زیردریایی } و (ASuW) ** ضد سطحی } قرار میگیرد . به گفته کارشناسان نظامی این زیردریایی از بی صداترین زیردریای های دیزلی در دنیا محسوب میشود به طوری که امکان شناسایی ان برای زیر دریایی های دشمن ، تنها 4/1 یک چهارم زیردریایی های مشابه هم کلاس خود میباشد .به طور مثال اگر زیردریایی دشمن زیردریایی را در فاصله 400 متری شناسایی کند ، کیلو تا فاصله 100 متری آن مورد شناسایی قرار نخواهد گرفت . در حالیکه خود کیلو آن زیردریایی را کاملا زیر نظر دارد .
یکی از دلایل کم صدا بودن و کم شناسایی شدن این زیردریایی ترتیب خطی چیدمان اجزای سازنده زیردریایی و پوششی ضد سونار است که دور تا دور زیردریایی را پوشانده است و از انعکاس و انتشار امواج جلوگیری می کند .
 
 
پيشرانه‌
 
زير دريايي "كيلو" از نوع 877EKM به يك موتور ديزل الكترونيك با دو ژنراتور ديزل 1000كيلوواتي و يك موتور پيشرانه با قدرت 5 هزار و 500 اسب بخار مجهز است‌.
اين موتورها به وسيله كارخانه "الكتروسيلا" و "كلومنسكي زاوود" روسيه ساخته شده‌اند. اين شناور همچنين يك موتور كم مصرف با قدرت 190 اسب بخار و دو سيستم پيشرانه رزرو (هميشه آماده‌) با قدرت 120 اسب بخار دارد‌.
 
 
 زير دريايي
 
 
کاربران
 
نخستین فروند از این شناورها در سال ۱۹۸۲ میلادی وارد خدمت در نیروی دریایی شوروی سابق شد و کشتی هایی از این نوع هنوز در نیروی دریایی روسیه خدمت می کنند،به طوری که در اوایل سال ۲۰۰۰میلادی ۱۴ زیردریاییبه طور فعال و همچنین ۷ فروند بصورت ذخیره در نیروی دریایی روسیه وجود داشته است. علاوه بر این تاکنون ۲۱فروند از این نوع شناور در نیروی دریایی سایر کشورها به خدمت گرفته شده اندکه شامل کشورهای زیر می باشند:
 
الجزایر:۲فروند
چین:۴فروند
هندوستان:۱۰فروند
 ایران:۳فروند (برخی منابع 6 فروند)/3 فروند کیلو به نامهای طارق ، یونس و نور
لهستان:۱فروند
رومانی :۱فروند
 
 
تصویر ماهواره ای از زیردریایی کیلو ایران


مشخصات
 
وزن
2300 تا 2325 تن در سطح آب
3076 تا 3950 تن در زیر آب
سرعت
11- 12 گره در سطح آب
17 – 25 گره در زیر آب
طول : 72.6 متر
عرض : 9.9 متر
آبخور : 6.5 متر
حداکثر عمق : 300 متر
حداکثر برد : 6000 مایل در سرعت 7 گره در زیر آب
استقامت با یک بار سوپلای : 45 روز
موتور :
دو دیزل ژنراتور هر یک به توان 1000 کیلو وات
یک موتور به قدرت 5500 تا 6800 اسب بخار
یک پروانه 7 تیغه
پرسنل : 52 نفر
 
تسلیحات
8 مقر استرلای 3 (SA-N-8 Gremlin) یا 8 مقر ایگلا (SA-N-10 Gimlet) Igla
6 مقر پرتابگر اژدر 533 میلیمتری شامل 18 فروند اژدر VA-111 (w: c/nucl) یا 24 مین دریایی یا موشک ضد کشتی SS-N-27 Sizzler / P-900
تجهیزات الکترونیک
سیستم سونار ACTIVE/PASSIVE
سیستم پردازش اطلاعات رزمی
سیستم ناوبری کامپیوتری
یک رادار هدف یابی MRK-50
یک سونار MGK-400 Rubikon موسوم به دندان کوسه
دو پریسکوپ

● منبع: military.ir/centralclubs.com/rasekhoon.net
● گردآورنده: امیرحسام ملایی یگانه


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم آذر 1390 توسط علی
زيردريايي K-535 يوري دلگروکي اولين زيردريايي موشک بالستيکي (SSBN) از کلاس بوري از پروژه 955 است که براي نيروي دريايي روسيه ساخته شده و از نسل چهارم زيردريايي هاست.
اين زيردريايي عظيم نام خود را از بنيانگذار شهر مسکو، يوري دلگروکي گرفته است. و در تاريخ 2 نوامبر 1996 به آب انداخته شد و طبق اولين برنامه ريزي ها قرار بود در 2001 به خدمت گرفته شود.
کلاس بوري قرار است جايگزين کلاس هاي دلتا 4 و کلاس تايفون شود و همچنين هسته اصلي و مرکزي ناوگان روسيه را تشکيل خواهند داد. همچنين از اين کلاس، 3زيردريايي ديگر در دست ساخت ميباشند. زيردريايي "الکساندر نوسکي" از کارگاه بيرون آمده و زيردريايي هاي "ولادمير مونوماخ" و "سوياتيتل نيکولاي" نيز در کارگاه در حال ساخت ميباشند. فدراسيون روسيه قصد ساخت 8 زيردريايي کلاس بوري را داشته که با استناد به اطلاعات موجود نصف اين تعداد در حال تکميل شدن هستند.
 

yury-dolgorukiy-k-535

 
لازم بذکر است که زیردریایی یوری دلگروکی تحت پروژه 955، زیردریایی های ولادمیر مونوماخ و الکساندر نوسکی تحت پروژه 955A (که در این پروژه آنها بجای 6 جایگاه پرتاب،از 16 جایگاه استفاده میشود). و همچنین سویاتیتل نیکولای تحت پروژه مدرنیزه 955U که در آنها از 20 جایگاه پرتاب بولاوا استفاده خواهد شد، ساخته میشوند.
با پيشرفت ساخت و توسعه موشکهاي بولاوا، با اينکه قرار بود زيردريايي هاي کلاس بوري از موشکهاي SS-N-28 استفاده کنند، در زيردريايي هاي اين کلاس براي استفاده از بولاوا تغييراتي ايجاد شد. موشک Bulava کوچکتر از مدل هاي اصلي SS-N-28 ميباشند، و طي معاهده استارت I در سال 2007 تصميم گرفته شد که تمام زيردريايي هاي کلاس بوري بجاي 12 موشک از 16 موشک (برخلاف تصميم اوليه) استفاده کنند.

Yury-Dolgorukiy

اين زير دريايي در تاريخ 15 آوريل 2007 در حالي که حدود 85درصد کار ساختش تمام شده بود از کارگاه ساخت به سمت اسکله ي راه اندازي در سِوِرودوينسک خارج شد. بر اساس منابع موجود، دولت روسيه بالاي 5 ميليارد روبل(روسيه) را به تکميل اين پروژه عظيم اختصاص داده است.
سرانجام يوري داگروکي در تاريخ 21 نوامبر 2008 از بندر کارگاه شهر سِوِرودوينسک، جايي که تجهيز و عمليات نهايي در آنجا انجام شد، راه اندازي شد. راکتور اين زيردريايي براي اولين بار در تاريخ 21 نوامبر 2008 فعال شد و نهايتا اين دژ زيرآبي در تاريخ 19 ژوئن 2009 به سمت آبها حرکت کرده و عملياتش رو شروع کرد.

Yury-Dolgorukiy

در ژوئن 2010 زيردريايي مورد نظر يکي از آخرين تستهاي مربوطه که شامل تست سيستم ناوبري، سيستم کنترل وضعيت شناوري و برخي از ويژگي هاي ديگر بود را پشت سر گذاشت. اين زيردريايي در سپتامبر 2010 آخرين آزمايش ها را با موفقيت گذراند و آماده ملحق شدن به نيروي دريايي شد.
ابتدا قرار بود اژدر ها در دسامبر 2010 و سپس سيستم موشکي اصلي بولاوا ( RSM-56) يا R30 نيز در همان ماه تست شوند. اما آزمايشات به اوايل تابستان 2011 و البته بدليل وجود شرايط يخبندان درياي سفيد موکول شدند.
انتظار ميرفت که اين دژ با شکوه در نيمه اول 2011 به ناوگان دريايي فدراسيون روسيه ملحق شود، اما در دسامبر 2010 اعلام شد چند نقص فني شناسايي شده و زيردريايي براي بررسي و تعميرات به بندرگاه بازگشت. تعميرات کمتر از 6ماه زمان ميبرند و بعد از اين زيردريايي به تست هاي موشک بولاوا ميپردازد. و احتمالا در اواسل نيمه دوم 2011 آماده خدمت ميشود.

Yury-Dolgorukiy


مشخصات

کشور سازنده: روسيه
نام: K-535 Yuriy Dolgorukiy
طراح:  Rubin Design Bureau
کمپاني سازنده: کشتي سازي سِوماش
تاريخ آغاز پروژه: 2 نوامبر 1996
راه اندازي: 13 فوريه 2008
وضعيت: تکميل/آماده به ورود به خدمت
تاريخ ورود به خدمت: بعد از پايان آزمايش هاي موشک بولاوا (احتمالا 2011)
نوع: زيردريايي موشکي بالستيکي هسته اي
کلاس زيردريايي: کلاس بوري (Borei)
وزن: 14720 تن (در حالت شناور روي سطح آب)
 24000 تن (در حالتي که در اعماق باشد)
پرسنل: 110 افسر و متخصص فعال و 55 نفر ذخیره.
هزينه ساخت هر زيردريايي: 826 ميليون دلار
حد اکثر عمق: 450 متر
 

ابعاد:
 
طول کل: 170 متر
عرض (فاصله دوبال مجاور): 13.5 متر
ارتفاع:  10 متر
 

پيشرانه ها:
 
1  x  راکتور هسته اي OK-650B
1  *  توربين بخاري AEU
1*  محور
 

 سرعت:
 
روي سطح آب: 15 گره دريايي
زير سطح آب:  29 گره دريايي
 

تجهيزات رزمي:
 
16 x موشک بالستيک مخصوص زيردريايي بولاوا
21 x موشک کروز (اژدر) 533 م م SS-N-15 (تعداد جايگاه هاي شليک اژدر 6 لوله ميباشد)

منابع :
http://en.rian.ru
http://rusnavy.com
http://flot.com
http://www.globalsecurity.org
http://www.warfare.ru
http://russianforces.org
اطلاعات شخصی نویسنده
برگرفته از centralclubs.com
تصاویر  : Militaryparsi.ir


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم آذر 1390 توسط علی
راکتهای زونی 50 کیلو وزن و 20 کیلو خرج انفجاری دارند. شلیک اتفاقی این راکتها بر روی عرشه ناو هواپیمابر فارستال منجر به اتفاقی مهیب یعنی کشته شدن 134 نفر، زخمی شدن 161 نفر و از بین رفتن 21 هواپیما شد. حال تصور انفجار کلاهک 650 کیلویی موشک خلیج فارس چه میتواند باشد؟!

به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، بهمن ماه 1389؛ موشک خلیج فارس با دقت تمام به هدف خود اصابت کرد و این یعنی شکست یک استراتژی؛ همان استراتژی که بر اساس آمریکایی ها تمام توان خود را در دریاها معطوف به حفظ و حراست ناوهای هواپیمابر از موشکهای کروز، توپخانه، قایق ها و هواپیماهای حریفان خود میدانستند و ناگاه سلاح جدید ایرانی با فرود از بلندای آسمان تقارن این معادلات را بر هم زد .

چین با موشک میانبرد دانگ فنگ 21 و ایران با تغییر در گونه های زمینی موشک فاتح 110 تنها کشورهایی در دنیا هستند که به ساختن موشک های بالستیک ضد کشتی اقدام کرده اند.
چشم بادامی ها با تغییر در فناوری موشک دانگ فنگ زمین به زمین با برد تقریبی تا 3000 کیلومتر توانستند نخستین موشک ضد کشتی بالستیک دنیا را ارایه دهند. هدف چین از ساخت چنین سلاحی پایان دادن به یکه تازی ناوگان دریایی ایالات متحده در اقیانوسها و حفاظت از تنگه تایوان عنوان شده است. چین برای عملیاتی کردن چنین طرحی، سرجنگی جداشونده هدایت پذیر برای موشک دانگ فنگ طراحی کرد که در هنگام بازگشت به زمین از فضای ماورای جو، توان انجام مانور هدایت پذیری به سمت اهداف خود را داشته باشد .

آنطور که اطلاعات بدست آمده در رسانه ها و منابع اطلاعات نظامی عنوان شده، موشک دی اف 21 نیازمند است تا اطلاعات هدف خود را از ماهواره های نظارت و شناسایی نظامی ( یئوگان ) ساخت چین که آخرین ها آنها برای پوشش توان اکتشاف اهداف دریایی سال گذشته میلادی توسط چینی ها به فضا فرستاده شد، استفاده کند بر همین اساس موشک دی اف 21 بدلیل برد زیاد در طول مسیر پرتاب خود توسط این ماهواره ها هدایت و هدف نهایی رو خود را پیدا می کند .

موشک خلیج فارس

این موشک نیز همانند سایر موشکها باید موقعیت اهداف خویش را پیش از پرتاب بدست آورده و پس از پرتاب مسیر یابی دقیق خود را به سمت آنها انجام دهد . اما با توجه به اینکه ایران هنوز امکان استفاده از ماهواره ساخت داخل مجهز به رادار و تجهیزات الکتروپتیک دست نیافته است، نیاز دارد تا از موشکهای مستقل از هدایت خارجی بهره گیرد . به همین دلیل فاتح 110 که یکی از دقیق ترین موشکهای بالستیک ساخت ایران است بدین منظور انتخاب شد چراکه این موشک با استفاده از توان هدایت داخلی خویش در یک مسیر پرتابه ای کمترین خطا را داراست و از زیرسیستم ها و سطوح کنترل برای سیر سرد درون جوی بهره می گیرد .

رادارهای زمینی و دریایی ماوراء افق و یا هواپیما ها و پهباد های نظارت هوایی پس از بدست آوردن طول و عرض جغرافیایی هدف ، این مختصات جغرافیایی را به واحد پرتاب موشک ارسال میکنند و پس از آن موشک به سمت موقعیت معلوم شده در سطح دریا روانه می شود.




با توجه به شکل طراحی دماغه موشک خلیج فارس میتوان به تفاوت بین این موشک و فاتح پی برد . به نظر میرسد موشک خلیج فارس در نوک کلاهک خویش از یک سامانه الکترواپتیک پیشرفته برای کشف اهداف در هنگام بازگشت به جو بهره می جوید که این امکان را به موشک میدهد تا در زمان حمله مستقل بوده و خود اقدام به کشف هدف کرده و خود را به سمت هدف هدایت کند.

بنابراین میتوان گفت که موشک خلیج فارس پس از شلیک مستقل است و با اتکا بر سامانه های هدایت داخلی خود بدون نگرانی از اخلال رادیویی طی مسیر میکند .

کلاهک 650 کیلویی

هدف بزرگی که "خلیج فارس" مامور انهدام آن است بسیار بزرگ بوده و یک غول تمام فلزی با وزنی در حدود 90 تا 100 هزار تن و با ابعادی در حدود 300 متر طول و بیش از 70 متر عرض به شمار می رود .

ناوهای هواپیمابر از بزرگترین کشتی های موجود در دریاها بوده که علاوه بر ابعاد بسیار عظیم خویش کاملا زره پوش نیز هستند .

دستیابی به چنین هدفی که بسیار بزرگ و به لحاظ سرعت و مانور تنبل است امکانپذیر به نظر میرسد اما در نوع خود از آنچنان حفاظت و تدابیری بهره مند است که امکان دستیابی به خویش را برای موشکهای کروز و قایق های تند رو سخت کرده است .




بعنوان مثال ناوهای هواپیمابر آمریکایی هر کدام با استفاده از تعداد زیادی کشتی های پشتیبانی دفاع هوایی و حتی زیردریایی های تهاجمی حفاظت میشوند که تعداد زیادی از آنها هم عرض با ناو حرکت نموده و مقابل مسیر موشکهای کروز قرار میگیرند تا اجازه ورود به حریم ناوهواپیمابر را نیابند.

علاوه بر آنکه خود ناو و ناوشکن های همراه آن هم به تعداد زیادی از سامانه های توپی و موشکی مقابله با موشکهای کروز مجهز هستند .اما در این میان موشک بالستیک خلیج فارس با عبور آسان از تمام این موانع با فرود مافوق صوت از ارتفاع بالا عملا چنین تدابیری را بلااستفاده می کند.

این موشک ایرانی برخلاف موشکهای کروز حجم سرجنگی بسیار قوی دارد که در ادامه به ذکر برخی از ویژگی های آن خواهیم پرداخت.

به طور خلاصه، این نکات را می توان به عنوان موارد مهم در تحلیل عملکرد موشک خلیج فارس بیان کرد:

موشکهای کروز مانند نور، تنها 160 کیلوگرم سرجنگی دارند اما کلاهک خلیج فارس معادل 7 بمب معمولی مارک 82 یا سه بمب مارک 83 خرج انفجاری در خود جای داده است.

انفجار یک بمب معمولی سه حالت برخورد، شوک و موج و نیز اثر حرارتی بوجود می آورد و تفاوت عمده بین موشک و بمب، در برخورد با سرعت بالا در موشکها است .لذا با سرعت برخورد بالایی که موشک خلیج فارس دارد پیش بینی می شود به مقدار نامعلومی بسته به نوع فیوز و طراحی سرجنگی در سطح عرشه ناو نفوذ کند.

البته نفوذ در عرشه ناو بسته به تکنولوژی و طراحی کلاهک خلیج فارس دارد که در گونه های مجهز به کلاهک بارانی برخلاف گونه های معمولی و سنگر شکن انفجار در سطح توزیع میشود .

ذکر این نکته نیز ضروری است که اثر حرارتی انفجار یک بمب 450 کیلویی قادر به ذوب فولاد زرهی با قطر بیش از 5 سانت پیش از نفوذ است. ( بدنه ناوهای هواپیمابر از استیل استراکچر و سطوح آن با آلومینیوم پوشیده شده است) .

در حالت عمومی قدرت انفجاری ناشی از برخورد چنین بمبی حدود 1.2 تا 8 متر در عمق زمین نفوذ میکند و دایره ای به قطر 7 تا 18 متر بوجود میاورد. کلاهک بارانی نیز میتواند تا 3000 قطعه انفجاری با سرعت متغییر بین 600 تا 2000 متر بر ثانیه به اطراف خود پرتاب کند که شوک ناشی از انفجار با سرعت متغییر از 500 تا 800 متر بر ثانیه از محدوده انفجار به بیرون خارج میشود و جریانی برابر با 1.8 تا 2.5 برابر صوت بوجود می آورد .

موج انفجار تولید شده در نوع بارانی به تنهایی قادر است سطح کل ناو را از هر جسم متحرکی تخلیه کند .

با داشتن چنین پیش فرض هایی، موارد زیر را باید به وضعیت پیش از انفجار افزود :

در عرشه هر ناو هواپیمابر تعدادی هواپیمای آماده به پرواز لود شده با بمب و موشک و سوخت کامل وجود دارند. همچنین بر روی عرشه این ناوها تجهیزات بسیار حساس مدیریت پرواز و کنترل فرود و برخاست مثل کاتابولت وجود دارد که بدون آنها عملا ناو توانایی خود را از دست میدهد و با یک قایق معمولی غیر نظامی برابری خواهد کرد !

ماجرای انفجار کلاهک 20 کیلویی در ناوهای هواپیمابر

شاید این موضوع کمتر مطرح شده باشد که انفجار یک راکت هواپرتاب کوچک با نام ام کا 32 زونی در ناوهای هواپیمابر یو اس اس اینترپرایز و فارستال منجر به آتش سوزی های پیوسته و بزرگی شد .

راکتهای زونی 50 کیلو وزن و 20 کیلوگرم خرج انفجاری دارند . شلیک اتفاقی و نابهنگام این راکتها بر روی عرشه ناو فارستال منجر به اتفاقی مهیب یعنی کشته شدن 134 نفر - زخمی شدن 161 نفر و از بین رفتن 21 هواپیما شد .





انفجار در ناو هواپیمابر اینترپرایز

اتفاق مشابه به آن دو سال بعد در ناو هواپیمابریو اس اس اینترپرایز رخ داد و انفجار این راکت در اینترپرایز نیز منجر به مرگ 27 نفر و زخمی شدن 314 نفر همچنین نابودی 15 هواپیمای دیگر شد !

حال تصور برخورد و انفجار کلاهک 650 کیلویی موشک خلیج فارس چه میتواند باشد ؟!





انفجار در ناو هواپیمابر فارستال


آیا خلیج فارس از پدافند دشمن عبور می کند؟

به طور عمومی سه فاز درگیری با موشک های بالستیک وجود دارد که فاز شلیک (شناسایی پیش از پرتاب) فاز میانی که در آن موشک های بلند و میانبرد در ارتفاع مداری مورد هجوم موشکهای استاندارد 3 و تاد قرار میگیرند و فاز شیرجه و بازگشت به جو که توسط سامانه های موشک پاتریوت با موشکهای بالستیک مقابله می شود .

از آنجایی که سامانه های پدافند ضد موشکی ناوگان ایالات متحده در سطح دریا فقط بر پایه رفع تهدیدات موشکهای بلند و میانبرد طراحی شده اند لذا موشکهای 9 میلیون دلاری استاندارد 3 بکار رفته در این ناوگان منحصرا توانایی درگیری با موشکهای میان و بلندبردی را دارند که ارتفاع پروازی آنان مداری است.

بر پایه این فناوری، موشک استاندارد 3 کلاهک رهگیر خود را در ارتفاع مداری رها میکند تا پس از رهگیری و برخورد با موشک در ارتفاع بالا آنرا منهدم سازد . پس میتوان گفت که این سامانه ها در برابر موشکهایی مانند دانگ فنگ که ارتفاع شیرجه آن مداری است میتواند موفق عمل کنند اما موشک خلیج فارس بخاطر ارتفاع پرواز کوتاه تر زیر مداری (بطور تقریبی 50 تا 70 کیلومتر سقف پرواز) در ارتفاع کمتری از توان درگیری این موشکها سیر می کند . با این قابلیت، موشک خلیج فارس میتواند بدون نگرانی از میان پدافندهای ضد موشک نیروی دریایی ایالات متحده بگریزد .

نتیجه گیری

بطور طبیعی روشهای مقابله روزبروز در حال پیشرفت هستند و نمیتوان بطور قطع بر یک ترکیب مواجهه با دشمن استوار ماند و باید پیوسته در تلاش بود تا بتوانیم به توازن کم هزینه و کاربردی برای مقابله با تهدیدات دشمنان انقلاب برسیم .

موشک خلیج فارس در کنار انبوهی از تسلیحات دیگر ضد کشتی ساخت ایران قادر به پوشش سخت ترین شرایط درگیری های دریایی هستند و میتوان با استفاده ترکیبی و هوشمندانه از تکنیک ها و ابزار های تولید داخل با اتکا به نفس و توان ملی مدت بسیار طولانی نبرد های دریایی را بدون داشتن پشتیبانی هوایی و دریایی مدیریت و ضربات سختی به دشمن متجاوز وارد کرد .

ناوگان متجاوز مجبور است تا ناوهای هواپیمابر خود را بجای درگیری از منطقه خطر دور کند که این امر نیز به نوبه خود باعث بوجود آمدن مشکلات بسیار بر سر راه نبرد هوایی از طریق دریا با ایران میشود .

بعنوان نمونه ساده ترین راه ممکن قرار گیری هواپیمابر دشمن در فاصله امن در محدوده فرضی 350 کیلومتری سبب می شود تا جنگنده های دشمن مجبور باشند 700 کیلومتر مسیر اضافه تر را برای دستیابی با آسمان ایران طی کند ! چنین عملیاتی نیازمند نسب پادهای سوخت زیر بال جنگنده هاست که آنها را سنگین تر کرده و امکان حمل تسلیحات و انجام مانورهای چرخش و سرعت را از آنان میگیرد و برای هر ماموریت نیاز به تعداد بیشتری جنگنده بوجود می آورد که این امر کار را برای پدافند هوایی ما ساده تر کرده و ریسک عملیات هوایی را برای دشمن بسیار بالاتر می برد .

با توجه به اخبار رسیده از رزمایش موشکی پیامبر اعظم (ع) 6 با شلیک موشکهای هدایت دقیق و کلاهک های پیشرفته بارانی و فیوزهای مجاورتی و یا اعلام رسمی خبر شلیک دو موشک با برد 1900 کیلومتر به اقیانوس هند میتوان امیدوار بود که با پیشرفت روز افزون ایران صنایع موشکی و ماهواره ای، موشکهای ضد کشتی برد بلندتر نیز تولید و وارد یگانهای نیروهای مسلج کشورمان شوند که بدین ترتیب، غول های آهنی دشمن باید حداقل 2 هزار کیلومتر از مرزهای آبی ایران اسلامی فاصله بگیرند.

لينك خبر : http://www.mashreghnews.ir/fa/news/57399/موشک-خلیج-فارس-چه-بلایی-بر-سر-ناو� �ای-هواپیمابر-آمریکا-خواهد-آورد؟


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم آذر 1390 توسط علی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک